ملکان عذاب
Kings Of Doom
نویسنده کتاب
ابوتراب خسروی
ناشر کتاب
انتشارات نیماژ
مترجم کتاب
ویژگی های ملکان عذاب
| کد کتاب : | 12323 |
|
شابک : |
978-6003675322 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
320 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2013 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
8 آبان |
240,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ملکان عذاب
معرفی ملکان عذاب
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
ایجاد طرح یا پرسشی در باب هستی شناسی و همچنین ایجاد شک هایی فلسفی، برای راویان در طول روایت و بسط دادن همین بحث های هستی شناختی در روایت های از گذشته راویان و ایجاد بینامتنیت یعنی شکل گیری معنایی در متن روایت، توسط روایت های دیگر، ایجاد دگردیسی متنی و اینکه روایت اصلی متن در میان روایت های دیگر متن که آن ها هم در خود، روایت های دیگری دارند، شکل می گیرد و می تواند از بافت معنایی خاستگاه هر متن یا روایت چیزی کاملا جدا از مابقی روایت ها و روایتی تنیده در اندام واره روایت کلی متن باشد. در ساختار و بینا متنی ملکان عذاب بینا متینت جدا از متن وجود ندارد و این چفت وبست و درهم تنیده شدن تا جایی که پیش می رود که متن اصلی، با خرده روایت تنیده در متن اصلی، یک هویت واحد را شکل می دهند، ملکان عذاب، به دور از هر دلالت گری مشخص و یگانه یا به تعبیر دیگر، به دور از معنا تک واحدی است.
استفاده از جریان سیال ذهن که یکی از تکنیک های داستان های مدرن و پست مدرن است، در این رمان کاملا مشهوداست، درهم ریختگی ذهنی بعضی از شخصیت ها در طول روایت، در ساختار زبانی رمان و استفاده از فلاش بک های که نمایانگر گذشته است، گذشته ای که در آن تفکرات ادراکات هرکدام از شخصیت ها را از محیط بیان می کند، همان اتفاقاتی که در ذهنشان پیش می آید و بدون هیچ توجه ای واقعیت های گوناگون، گاهی با به هم ریختن نحو و ترکیب کلام در زبان روایت جاری می شود.
بی شک ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است که سعی در واگویه کردن، اتفاقات تاریخی دارد.
تحریرهایی موجز از کتاب ملکان عذاب
«هر دو باری که شوهران مادر شب کنارش فوت کردند، برای این که اهالی عمارت بدخواب نشوند، او تا صبح کنار شوهران متوفایش خوابیده و به هیچ کس خبر نداده بود. صبح هم اجازه داد تا همهٔ زن ها و اولادان خان در کمال آرامش دور سفرهٔ بزرگ بنشینند و صبحانه بخورند و بعد از صرف صبحانه همهٔ اهل عمارت از جمله کلفت ها و نوکرها و خویشان نزدیک خان را از اشکوب های دیگر عمارت احضار کرد تا در ایوان جمع شوند، و وقتی همه جمع شدند در کمال خونسردی، همان طور که روی صندلی نشسته بود، رو به آن ها اعلام کرد: دیشب خان عمرشان را دادند به شما. و وقتی همهٔ کلفت ها و نوکرها و همسران دیگر خان آن طور وحشیانه شیون زدند، بر سرشان فریاد کشید: «این چطور گریه کردن است، شیهه نکشید، مثل آدم گریه کنید!»
همچنان که با جمجمه در شکستگی خشت سوخته ای فرو می رفتیم که لحد ما در زمین بود و انگار چشمانمان می خواستند سفیر تنمان باشند و عبور کنند از سنگ و خاک و گدازه و آتش ملتهب، سلسله ای از اجزای وقایع فراموش شده سر راه پیدایشان می شد، مثلا صدای ضجه التجایی یا تصویری از شعله ای یا بویی حاکی از آتش خرمنی که تا ابدالآباد می سوخت، عضلات بدن های خیس از خون و عرق و گناه فرمان ها و شلیک توپ ها و ریزش عمارت ها و تلنبار ویرانی در منظر عمق تاریک دهلیزی در آن سوی روزنی…

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.