مسیح باز مصلوب
Christ Recrucified
نویسنده کتاب
نیکوس کازانتزاکیس
ناشر کتاب
انتشارات خوارزمی
مترجم کتاب
محمد قاضی
ویژگی های مسیح باز مصلوب
| کد کتاب : | 11045 |
|
مترجم : |
محمد قاضی |
|
شابک : |
9789644870293 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
645 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
1948 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
12 آبان |
610,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مسیح باز مصلوب
معرفی مسیح باز مصلوب
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نیکوس کازانتزاکیس نویسنده ای یونانی است که عمدتا او را با آثاری چون زوربای یونانی و آخرین وسوسه ی مسیح می شناسند.
مسیح باز مصلوب مربوط به تلاش های یک جامعه روستایی تخیلی در آناتولی در سال 1921 برای اجرای یک نمایش یا بهتر بگوییم تعزیه است- نمایشی که همانطور که از عنوان کتاب پیداست ، با اجرای مجدد محاکمه ، رنج و مرگ عیسی مسیح به پایان می رسد. نام این روستا لیکووریسی(گرگ-بهار) ، است و تحت حکومت عثمانی است.
این روستا هر هفت سال یکبار این نمایش را برگزار می کند و بزرگان روستا بازیگران را از میان اهالی روستا انتخاب می کنند. مانولیوس ، که برای ایفای نقش مسیح برگزیده می شود ، پسر چوپانی فروتن است که زمانی در یک صومعه تازه کار بود. یاناککوس پیتر می شود. او یک بازرگان است که با الاغ خود در روستاها سفر می کند و وسایل خود را می فروشد. او خونگرم و ساده لوح است و بیش از هر چیزی خرش را دوست دارد. میشلیس ، پسر نجیب زاده قدیمی پاتارشیا ، به جان تبدیل می شود. کوستانتیس ، صاحب کافه دهکده ، جیمز بزرگ می شود. او خوش قلب و سخاتمند است، اما گیج است. سپس پانایوتاروس ، که به عنوان یهودا انتخاب می شود ، می آید. او مردی وحشی و پرشور است و منتظر انتقام است. بیوه کاترینا مریم مجدلیه است. او روسپی روستاست. او زیباست ، اما مطمئنا یک فرد خارجی در روستا است و به نظر کسی اهمیت نمی دهد. در این میان گروهی از پناهندگان به روستا می آیند که از ویرانه های خانه ی خود گریخته اند و از ساکنین روستا درخواست کمک و حمایت دارند. و ناگهان نمایش تبدیل به واقعیت می شود…
تحریرهایی موجز از کتاب مسیح باز مصلوب
من پدر فوتیس، کشیش آبادی دوری هستم که آن را «سن ژرژ» می گویند، و در اطراف من مردمی می بینی که خداوند ایشان را به من سپرده است. ترکان، ده ما را آتش زدند، و ما را از سرزمین های خود راندند و هر که دستشان به او رسید کشتند. ما را که می بینید، توانستیم از دست آن ها خلاص شویم و از دار و ندار خود هر چه قیمتی تر بود برداریم و بگریزیم. مسیح در راس دسته ما قرار گرفت و هدایتمان کرد. اکنون در جست و جوی زمین های تازه ای هستیم که در آن مستقر شویم.
سکوت همچنان ادامه داشت. همه متوجه فرارسیدن شب بودند. ستاره غروب از افق طلوع کرد. قورباغه ها با شور نشاط آمیزی در کنار دریاچه شروع به خواندن کردند. تاریکی کم کم شیبهای ملایم و سرسبز کوه غذرا را که مانولیوس در آن خانه داشت و گوسفندان اربابش را در دامنه های آن می چرانید در خود می پیچید.
مانولیوس معنی این کلمات را کاملا می فهمید. انجیل را بست و چشمان خود را نیز بست: در یک کفه ترازو روح آدمی است و در کفه دیگر تمام دنیا، و کفه روح سنگین تر است. چرا باید از مرگ ترسید؟ چرا باید در برابر زورمندان این دنیا سر هم کرد؟ چرا باید با اندیشه از دست دادن حیات دنیوی بر خود لرزید؟ روح تو جاودانی است، از چه می ترسی؟ تنها روح است که باید نجاتش داد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.