محمد؛ مسیح کردستان
زندگی نامه داستانی شهید محمد بروجردی
Mohammad
نویسنده کتاب
نصرت الله محمودزاده
ناشر کتاب
انتشارات روایت فتح
مترجم کتاب
ویژگی های محمد؛ مسیح کردستان
| کد کتاب : | 132632 |
|
شابک : |
978-6003303683 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
700 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
1 آبان |
700,000 تومان
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
اینماد
سلامت فیزیکی
دسته بندی های موضوعی محمد؛ مسیح کردستان
دسته: کتاب
برچسب: ادبیات ایران, ادبیات داستانی, ادبیات معاصر, ادبیات واقع گرایانه, جنگی, داستان جنگی, زندگی نامه
معرفی محمد؛ مسیح کردستان
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
ناگهان بیسیمچی صدایی غیر منتظره شنید: «میدانم بروجردی آنجاست.
میخواهم او را نصیحت کنم. من فرمانده دمکرات این منطقه هستم.» بروجردی گوشی را قاپید و با طمأنینه گفت: «بروجردی هستم، بفرمایید.»
_میشناسمت. خیلی در کردستان اسم در کردی، اما هنوز با مرد رودرو نشدی.
_ بهتر است مثل دو مرد باهم حرف بزنیم.
خنده فرمانده دموکرات در گوشی پیچید و ادامه داد: «شنیدهام خیلی از کردها عاشق مرامت شدهاند، اما فکر نمیکردم تا این حد احمق باشی.»
_ اگر مایل نیستی شرافتمندانه حرف بزنی بهتر است بقیۀ حرفها بماند برای عملیات امشب.
فرمانده با خشم جواب داد: «زبان تیزی داری؛ فرماندۀ قلبهای پیشمرگان.»
_ معلوم است خیلی از پیشمرگان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف کردهای.
_ قاسملو قسم خورده اگر شما بتوانید جاده سردشت-پیرانشهر را پس بگیرید، زنش را طلاق بدهد.
_ پس به قاسملو پیغام بدهید، هم ما این جاده را پس خواهیم گرفت و هم او زنش را طلاق نخواهد داد.
بیسیم را قطع کرد و به ناصر کاظمی، فرمانده تیپ ویژه شهدا گفت: «امشب با یک خرس تیر خورده طرفی. تا قبل از سپیده صبح، کار را تمام کنید…» کمیتأمل کرد و اینطور ادامه داد: «لعنت به شیطان. چرا باید تحت تأثیر چرندیات این فرمانده قلدر قرار بگیرم؟ تا میتوانید اسیر بگیرید و کمتر خون بریزید.»
میخواهم او را نصیحت کنم. من فرمانده دمکرات این منطقه هستم.» بروجردی گوشی را قاپید و با طمأنینه گفت: «بروجردی هستم، بفرمایید.»
_میشناسمت. خیلی در کردستان اسم در کردی، اما هنوز با مرد رودرو نشدی.
_ بهتر است مثل دو مرد باهم حرف بزنیم.
خنده فرمانده دموکرات در گوشی پیچید و ادامه داد: «شنیدهام خیلی از کردها عاشق مرامت شدهاند، اما فکر نمیکردم تا این حد احمق باشی.»
_ اگر مایل نیستی شرافتمندانه حرف بزنی بهتر است بقیۀ حرفها بماند برای عملیات امشب.
فرمانده با خشم جواب داد: «زبان تیزی داری؛ فرماندۀ قلبهای پیشمرگان.»
_ معلوم است خیلی از پیشمرگان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف کردهای.
_ قاسملو قسم خورده اگر شما بتوانید جاده سردشت-پیرانشهر را پس بگیرید، زنش را طلاق بدهد.
_ پس به قاسملو پیغام بدهید، هم ما این جاده را پس خواهیم گرفت و هم او زنش را طلاق نخواهد داد.
بیسیم را قطع کرد و به ناصر کاظمی، فرمانده تیپ ویژه شهدا گفت: «امشب با یک خرس تیر خورده طرفی. تا قبل از سپیده صبح، کار را تمام کنید…» کمیتأمل کرد و اینطور ادامه داد: «لعنت به شیطان. چرا باید تحت تأثیر چرندیات این فرمانده قلدر قرار بگیرم؟ تا میتوانید اسیر بگیرید و کمتر خون بریزید.»
تحریرهایی موجز از کتاب محمد؛ مسیح کردستان
خلاصه های کوتاه از کتاب محمد؛ مسیح کردستان
محصولات مرتبط با محمد؛ مسیح کردستان
ریشه های آسمان
550,000 تومانافق
43,000 تومانبا کفش های دیگران راه برو
290,000 تومانهمه فرزندان خداوند بال دارند
96,000 تومانایزابل
399,000 توماننظرات
نمره 0 از 5
0 بررسی
نمره 5 از 5
0
نمره 4 از 5
0
نمره 3 از 5
0
نمره 2 از 5
0
نمره 1 از 5
0
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “محمد؛ مسیح کردستان” لغو پاسخ

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.