لافکادیو
شیری که جواب گلوله را با گلوله داد
Lafcadio: The Lion Who Shot Back
نویسنده کتاب
شل سیلوراستاین
ناشر کتاب
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
مترجم کتاب
حمید احمدی
ویژگی های لافکادیو
| کد کتاب : | 26770 |
|
مترجم : |
حمید احمدی |
|
شابک : |
978-6000103248 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
108 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1963 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
13 |
|
: |
27 آبان |
65,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی لافکادیو
معرفی لافکادیو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آیا یک شیر مشهور، موفق و تحسین برانگیز لزوماً شیر خوشحالی است؟ اصلاً چنین موجودی، شیر به حساب می آید؟ شل سیلوراستاین در این داستان تمثیلی شیرین و پرمعنی که با ذوق هنری خاص او نوشته و تصویرسازی شده، نه تنها با بچه ها، بلکه با همه ی ما سخن می گوید.
شیر جوانی در جنگل، جایی حوالی آفریقا زندگی می کرد. یک شب، او و شیرهای دیگر با صدای شلیک گلوله از خواب پریدند. همه ی شیرها به جز شیر جوان، فرار کردند. شیر جوان وقتی شنید که شکارچی ها آمده اند، گیج شد چون اصلاً نمی دانست شکارچی یعنی چی. با این وجود، از اسم «شکارچی» خوشش آمد و بین علف های بلند پنهان شد تا آن ها را از نزدیک ببیند. او کلاه های قرمز شکارچی ها را بر سرشان دید و تفنگ هایشان به نظرش چوب هایی بامزه آمدند که از آن ها صداهای بلندی در می آمد. شیر از قیافه ی آن ها خوشش آمد. برای همین، وقتی یک شکارچی نزدیکش آمد، بلند شد و سلام کرد، چون می خواست با شکارچی دوست شود. اما داستان به این سادگی ها پیش نمی رود و اتفاقات شگفت انگیزی در راه است…
تحریرهایی موجز از کتاب لافکادیو
A whimsical tale of self-discovery.
داستانی مسحورکننده درباره ی خودشناسی.
Goodreads
The book that started Shel Silverstein’s incomparable career as a bestselling children’s book author and illustrator.
کتابی که سرآغاز حرفه ی بی نظیر شل سیلوراستاین به عنوان نویسنده و تصویرگر در بازار پرفروش ترین کتاب های کودک بود.
Barnes & Noble
A charming and funny read.
اثری جذاب و خنده دار.
Bookbag
خلاصه های کوتاه از کتاب لافکادیو
«وقتی به شهر بیایی می توانی تا دلت خواست پول جمع کنی و می توانی بزرگترین تیرانداز دنیا بشوی، مشهور باشی و غذاهای خوشمزه بخوری، لباس های ابریشمی و کفش های طلایی رنگ بپوشی و سیگار پنج سنتی دود کنی، به مهمانی های مجلل بروی و کاری بکنی که همه دست به پشتت بکشند و پشت گوش هایت را بخارانند و از این جور چیزها.» «این چیزها به چه درد می خورد؟» «همه دنبال همین چیزها هستند.»
یکی از شکارچی ها گفت: «بسیار خوب، اگر تو انسان هستی، بهتر است کمک کنی تا به این شیرها شلیک کنیم و اگر هم شیر هستی، بدون تردید ما به تو شلیک می کنیم.»
در حقیقت نمی دانست به کجا می رود. اما می دانست یک جایی می رود. بالاخره باید یک جایی رفت. این طور نیست؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.