لاشه لطیف
Tender is the Flesh
نویسنده کتاب
آگوستینا بازتریکا
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
سحر قدیمی
ویژگی های لاشه لطیف
| کد کتاب : | 129460 |
|
مترجم : |
سحر قدیمی |
|
شابک : |
978-6220110385 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
218 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2017 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
11 آذر |
230,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی لاشه لطیف
معرفی لاشه لطیف
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
همسرش او را ترک کرده است، پدرش در حال غرق شدن در زوال عقل است و مارکوس سعی می کند زیاد به این فکر نکند که او برای امرار معاش باید چه کند. بالاخره خیلی سریع اتفاق می افتد. ابتدا گزارش شد که یک ویروس عفونی تمام گوشت حیوانات را برای انسان سمی کرده است. سپس دولتها «انتقال» را آغاز کردند. اکنون، خوردن گوشت انسان – «گوشت خاص» – قانونی است. مارکوس سعی می کند به اعداد، محموله ها، پردازش ها پایبند باشد.
سپس یک روز به او هدیه داده شد: یک نمونه زنده با بهترین کیفیت. اگرچه او میداند که هر گونه تماس شخصی برای مرگ ممنوع است، اما کم کم با او مانند یک انسان رفتار میکند. و به زودی، او توسط چیزهایی که از دست رفته است شکنجه می شود – و چیزهایی که ممکن است هنوز نجات یابند.
تحریرهایی موجز از کتاب لاشه لطیف
Taut and thought-provoking…a chilling and alarmingly prophetic book…this is an urgent cautionary tale…timely, crucial.
فشرده و تامل برانگیز…کتابی دلخراش و نگران کننده…این یک داستان هشداردهنده فوری است…به موقع و حیاتی.
Words Without Borders
A ruthlessly clever, Orwellian satire of our dog-eat-dog, er, man-eat-man modern world.
طنز بی رحمانه ای هوشمندانه و اورولی از دنیای مدرن بی رحم ما.
NJ.com
خلاصه های کوتاه از کتاب لاشه لطیف
الاشه. شقه کردن. سلاخی، صف کشتار. آبپاشی و شستشو. این کلمات دائم در ذهن اش می چرخند و مانند پتک بر سرش فرود می آیند و او را در هم می کوبند. اما اینها فقط چند کلمه ی ساده نیستند. خون هستند، بویی غلیظ، اتوماسیون، فقدان تفکر، شبانه هجوم می آورند و غافلگیرش می کنند. از خواب که بر می خیزد، بدنش غرق در لایه ی نازکی از عرق شده است، چون می داند آنچه انتظارش را می کشد، روز دیگریست و سلاخی انسان هایی دیگر.
همانطور که سیگاری آتش می زند با خود فکر می کند، هیچ کس آنها را انسان خطاب نمی کند. او نیز هنگامی که چرخه ی تولید گوشت را برای کارگران تازه وارد توضیح می دهد آنها را اینگونه خطاب نمی کند. می توانند دستگیرش کنند، حتی او را به سلاخ خانه شهرداری ببرند و وارد چرخه | تولید کنند. بگشند اصطلاح بهتری است، اما فایده ای ندارد. در حالی که پیراهن خیس اش را در می آورد تلاش می کند به خود بقبولاند که آنها همین هستند. انسان هایی که چون حیوان پرورش داده شده تا مصرف شوند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.