قلمرو رویایی سپید
snow country
نویسنده کتاب
یاسوناری کاواباتا
ناشر کتاب
انتشارات ققنوس
مترجم کتاب
مجتبی اشرفی
ویژگی های قلمرو رویایی سپید
| کد کتاب : | 23119 |
|
مترجم : |
مجتبی اشرفی |
|
شابک : |
978-6220403043 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
157 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1948 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
18 شهریور |
95,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی قلمرو رویایی سپید
معرفی قلمرو رویایی سپید
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در یک چشمه آب داغ در کوهی متروک، که برف سطح آن را پوشانده است ، یعنب همان قلمرو رویایی سپید شیمامورای ثروتمند با کوماکو ، یک گیشای دون پایه ملاقات می کند. شیمامورا علی رغم اینکه می داند اشتیاق آنها دوام ندارد و این امر می تواند تنها یک نتیجه داشته باشد ، خودش را بدون پشیمانی ای به کوماکو می سپارد. کاواباتا در ادامه ی روند این عاشقانه ی محکوم ، داستانی درخشان را خلق کرده است ، رمانی خیره کننده و سرشار از دلالت های معنایی و تعالی در غم و اندوه.
قلمرو رویایی سپید مملو از تصاویر زیبا، شاعرانه و ناب است که با سبک خاص نویسنده به تصویر کشیده شده است. سبکی که ما را یاد هایکو می اندازد. اما هایکویی به سبک خود کاواباتا. فضای اثر مبهم است و به خوبی رابطه ی محکوم به نابودی این دو عاشق را تصویر می کند.
از دیگر آثار این نویسنده ی شناخته شده ی ژاپنی می توان آوای کوهستان و هزار درنا را نام برد.
تحریرهایی موجز از کتاب قلمرو رویایی سپید
The haiku works entirely by implication; so, in this novel, using the same delicate, glancing technique, Mr. Kawabata probes a complicated human relationship
هایکو به طور کامل با دلالت کار می کند. آقای کاواباتا در این رمان با استفاده از همان تکنیک ظریف ، نگاهی به روابط انسانی پیچیده دارد.
(Time Literary Supplement (London
Kawabata’s novels are among the most affecting and original works of our time
رمان های کاواباتا جزو اثرگذار ترین و اصیل ترین آثار زمانه ی ماست.
New York Times Book Review
خلاصه های کوتاه از کتاب قلمرو رویایی سپید
نور داخل قطار آن قدر ها قوی نبود، و انعکاسش هم به وضوح انعکاسی نبود که در آیینه ای واقعی هست. از آنجا که بازتاب نور هیچ درخشندگی ای نداشت، شیمامورا فکر کرد که این همان آینه ای است که به آن نگاه می کرد. به نظر می رسید که چهره دختر بیرون از آینه کوهستان به هنگام غروب حرکت می کند
به گونه خوشایندی خسته بود. ناگهان برگشت و بعد از آن که دامن کیمونواش را در زیر ابی جمع کرد و تو گذاشت، تند و با شتاب از سرازیری به پایین دوید. دو پروانه زرد از زیر پاهای او فرار کردند.
پروانه ها رقص کنان بالا و پایین می رفتند، تا آنجا که از خط کوهستان محدوده مرزی بالاتر رفتند و در دوردست زردی آنها به سپیدی گرایید.
کوماکو زمزمه کرد : « کهکشان راه شیری . قشنگه ، نه ؟ » در همان حالی که جلو جلو می دوید نگاهی هم به آسمان انداخت. کهکشان راه شیری . شیمامورا نیز به بالا سر خود نگاهی انداخت و حس کرد که خودش هم در آن غوطه ور است. نورافشانی اش به اندازه ای نزدیک بود که انگار او را نیز در بر گرفته … هر ستاره ای جدا از بقیه می درخشید، و آسمان شب به قدری صاف بود که حتی ذرات گرد و غبار نقره فام ابرهای درخشان کهکشان را هم می شد جدا کرد. ژرفای بی انتهای راه شیری نگاه خیرهٔ شیمامورا را به سمت خودش کشید. شیما مورا صدا زد : « صبر کن. صبر کن. »

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.