قرنها بگذشت

gharn`ha bogzasht

نویسنده کتاب

شمیم بهار

ناشر کتاب

انتشارات بیدگل

مترجم کتاب

ویژگی های قرنها بگذشت
















کد کتاب : 43775

شابک
:

978-6227554236

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

135

سال انتشار شمسی
:

1401

سال انتشار میلادی
:

2021

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

3


:

6 آذر

140,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی قرنها بگذشت

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

«قرنها بگذشت» تنها داستان بلندی ست که تاکنون به قلم «شمیم بهار» در قالب کتاب منتشر شده است. «شمیم بهار»، داستان نویس، مترجم، منتقد ادبیات و سینمای نامی دهه های چهل و پنجاه، یکی از تاثیرگزارترین روشنفکران سال های طلایی دهه ی چهل شمسی ست که با وجود سال ها خاموشی و عزلت نشینی، مشی و منش اش در نقادی و نثر ویژه اش بر نسل های بعدی تاثیر قابل توجهی گذاشته است. نزدیک به یک سال پیش بود که برای اولین بار مجموعه ای از نوشته های و نقدها و قصه های «شمیم بهار» در قالب کتابی با نام «دهه ی چهل» منتشر شد و با وجود اینکه همه ی دوستداران بهار و کنجکاوان آثار و اندیشه های او منتظر انتشار آثار اولیه اش بودند، در آخرین روزهای قرن، تازه ترین و آخرین نوشته ی داستانی اش پیش روی همگان قرار گرفته است. داستان بلند «قرن ها بگذشت» که در سال 1399 نوشته و منتشر شده است، حکایت سفری ست که یک پیرمرد با زنی آغاز می کند، آن هم درحالی که اپیدمی همه جا را فرا گرفته و قرن هم رو به پایان است. این سفر، پر از گفت وگو و تصویر، خواننده را به دل تاریخ، ادبیات، احوالات شخصی و زندگی خود نویسنده و هم نسلان و هم فکرانش می برد. پیرمرد داستان، گویی خود شمیم بهار است و آن زن نیز همان زن همیشگی قصه هایش با نام «گیتی سروش».

تحریرهایی موجز از کتاب قرنها بگذشت

صبحانه / که بیشتر به بازیگوشی برگزاری میکنیم / ور دل هم و پا به پای هم، ضمنا جدا از هم و هاج و واج هم / امروز / که پیداست برگشته ایم به بچگی دوم / هرکی سی خود / اول بار نیست با هم ناشتا میشکنیم، هست؟ / اول بار نیست حقا، چون که تعطیلی داشتیم مریضی داشتیم سفر داشتیم / ولی / حالی که داریم و همه این ندید بدیدی، بعله که هست / اولی بعد پنجاه سال / دو سال دو ماهی داریم هنوز تا جشن پنجاه / حالا که به هر حال سر به سامانیم / همه درد های مفصلی عضلانی همه مریضیها همه فراموش / و با هم سرناشتایی / دوتایی

گفتن داریم تا گفتن / حکایت اینجا پر پرواز داره، که تو شاعرای دیگه نمیبینی / حتا وقتی همین حکایت و تعریف میکنن / مثنوی آخر همه میادو بهترا همه میفرمادو حجت تموم میکنه / در ظاهر، چون که در باطن چیزکای بیشتری میگن حکایتا / این و میخوای بدونی؟

هرچی / به هر حال میشن سال اولی سال دومی / بغتتا فرق میکنه رفتارا، حامد میشه برادر بزرگتر خالد میشه برادر کوچکتر / نه همین به چشم ما که بین خوداشون / تا هفته ی پیش، بار اولم بود نشسته بودم دفتر، خصوصا نه پشت میز مدیری و دوتایی داشتن برنامه توضیح میدادن / مدام میدویدن تو حرف همدیگه، قطع میکردن، تکرار میکردن، قاطی میکردن / دوباره شده بودن هم سن هم شکل دوقلو

خلاصه های کوتاه از کتاب قرنها بگذشت

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قرنها بگذشت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما