قدرت های نسبتا عجیب 1
دروغ سنج بدبو
Alex Sparrow and the Really Big Stink
نویسنده کتاب
جنیفر کیلیک
ناشر کتاب
انتشارات پرتقال
مترجم کتاب
نیلوفر خوش زبان
ویژگی های قدرت های نسبتا عجیب 1
| کد کتاب : | 22639 |
|
مترجم : |
نیلوفر خوش زبان |
|
شابک : |
978-6004624817 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
242 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2017 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
16 مهر |
230,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی قدرت های نسبتا عجیب 1
معرفی قدرت های نسبتا عجیب 1
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
الکس با کلیک کردن روی تبلیغی که در میانه ی یک بازی کامپیوتری ظاهر شد، از فردی به نام پروفسور قدرت خارق العاده ای را خریده است و از آن لحظه به بعد توسط پالس های الکتریکی که با یک تماس تلفنی به او منتقل می شود، دارای نیروی فوق بشری کشف دروغ شده است. گوش الکس با شنیدن هر دروغی صدا می دهد. اما یک مشکل خیلی بزرگ وجود دارد: آن هم بوی بسیار بدی است که با هر صدا از گوش الکس بیرون می آید. این قدرت خارق العاده باعث دردسرهای زیادی برای الکس می شود. الکس هر لحظه و هر جا از دوستان و دشمنانش دروغ های زیادی می شنود، در نتیجه همیشه بوی بسیار بدی اطراف او وجود دارد. او و جس باید دریابند که چرا دوستانشان و دشمنان ، همه به دانش آموزان مودب و خوش رفتار تبدیل شده اند و دقیقا چه کسی پشت همه ی این ماجرا ها است.
تحریرهایی موجز از کتاب قدرت های نسبتا عجیب 1
A brilliantly bonkers, side-splitting superhero story.unexpected, this hilarious adventure is a laugh-out-loud extravaganza of a read.
یک داستان ابرقهرمانانه درخشان.
M.G. Leonard
Stuffed full of humour, mystery and the unexpected, this hilarious adventure is a laugh-out-loud extravaganza of a read.
مملو از شوخ طبعی ، رمز و راز و اتفاقات غیرمنتظره ، این ماجراجویی مفرح یک فانتزی خنده دار و خواندنی است.
Booklover Jo
خلاصه های کوتاه از کتاب قدرت های نسبتا عجیب 1
«یکی از ما باید مخفیانه بره اون جا.»
من و جس داشتیم به راهی فکر می کردیم که بتوانیم وارد سوئیت مازم شویم تا بفهمیم آن جا دارد چه اتفاقی می افتد که این طور بچه ها را روانی کرده.
جس گفت: «به من نگاه نکن، من ترجیح می دم فلفل قرمز به چشم هام بمالم، اما وانمود نکنم از جلسه های مازم خوشم می آد.»
«راستش تو حق داری. هیچ آدمی رو نمی شناسم که از تو بدتر عمل کنه. برای این کار، باید دروغ بگی. باید با آدم هایی که ازشون متنفری، مودبانه حرف بزنی و بهشون لبخند بزنی.»
«لبخند رو می تونم بزنم!»
«بی خیال جس، هر دومون می دونیم که تو فقط وقت هایی لبخند می زنی که پیش د.د هستی یا وقت هایی که داری برای چیزی طومار می نویسی و امضا جمع می کنی.»
«خب، جنابعالی هم این قدر این طرف و اون طرف دوئیدی و نصف بچه ها رو توی مازم عاصی کردی که امکان نداره بتونی بری اون جا. خانم اسمایلی و خانم فورترس تا همین جا هم بهت مشکوکن.»
«چیزهایی که لازم داریم یه چنگک، یه قوطی اسپری مو و یه دستگاه ضبط صداست.»
جس گفت: «چیزی که لازم داریم یه نفر ریزه میزه و آرومه که بتونه راحت مخفی شه و ازش مطمئن باشیم که لومون نمی ده.»
«می دونم که به دارت دیور اعتماد داریم، اما اون مثل زرافه درازه!»
«منظورم دیو نبود، احمق جان. یه مورد مناسب سراغ دارم.»
جس خم شد روی میز و دماغش رو به روی دماغ باب قرار گرفت. «خواهش می کنم، باب. از خجالتت در می آیم.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.