عشق زن خوب
The Love of a Good Woman
نویسنده کتاب
آلیس مونرو
ناشر کتاب
انتشارات قطره
مترجم کتاب
شقایق قندهاری
ویژگی های عشق زن خوب
| کد کتاب : | 706 |
|
مترجم : |
شقایق قندهاری |
|
شابک : |
978-600-119-062-9 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
278 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
1998 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
12 |
|
: |
17 شهریور |
53,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی عشق زن خوب
معرفی عشق زن خوب
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آلیس مونرو، نبوغی ذاتی در ورود به زندگی انسان های معمولی و ثبت علایق و تناقضات نهفته در اعماق ذهن آن ها دارد. او در این مجموعه داستان کوتاه شگفت انگیز، به شکل عمده به زندگی زنانی متفاوت می پردازد و پرده از آرزوهای پنهان شخصیت هایش برمی دارد. در کتاب عشق زن خوب، زنانی به تصویر کشیده می شوند که بدرفتاری می کنند، همسر و فرزندانشان را ترک می کنند، به همراه معشوق شان از خانه می گریزند، محدودیت ها و چارچوب های زندگی را در هم می شکنند و اگر هم رفتارهای بدی ازشان سر نزند، افکار غافلگیر کننده و بعضاً دلهره آوری به ذهنشان خطور می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب عشق زن خوب
Large, moving, profound.
وسیع، تکان دهنده و ژرف.
Barnes & Noble
A triumph…certain to seal her reputation as our contemporary Chekhov.
اثری موفق. این کتاب بدون شک جایگاه مونرو را به عنوان چخوف زمانه ی حاضر به تثبیت می رساند.
Mirabella
These astonishing stories remind us, yet again, of the literary miracles Alice Munro continues to perform.
این داستان های حیرت انگیز، معجزاتی را دوباره به ما یادآوری می کنند که مونرو به شکلی مداوم به اجرا می گذارد.
Elle
خلاصه های کوتاه از کتاب عشق زن خوب
درباره ی خانم کویین، او درمانده شده بود. قضیه فقط این نبود که در این مورد نمی توانست او را تسکین بدهد، بلکه موضوع این بود که اگر هم می خواست نمی توانست. او نمی توانست بر حس بیزاری و دلزدگی این زن جوان در حال مرگ غلبه کند. او از این که باید بدن او را می شست، پودر می زد و با یخ و الکل ماساژ می داد، بدش می آمد. او حالا منظور کسانی را که می گفتند از بیماری و تن بیمار بیزارند، می فهمید و حرف زن هایی که به او می گفتند: «ما نمی دانیم تو چطوری این کار را می کنی؟ من هیچ وقت نمی توانم پرستار شوم، هرگز این کار از من برنمی آید.»
از رفتارهای احمقانه ی آن ها بیزار بودم چون زندگی را جدی می گرفتم و نگاه بسیار والاتر و احساسی تری به عشق داشتم. اما من هم مثل بقیه، جلب کردن توجه شان را دوست داشتم.
اما هرچه که او را به دردسر انداخته بود و در چهره اش نمایان بود، می توانست همان مشکل قدیمی باشد؛ مشکل اشغال کردن فضایی در جهان و داشتن نامی که دیگران بتوانند با آن صدایش بزنند؛ اینکه کسی بود که آن ها فکر می کردند می توانند بشناسندش.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.