طومار شیخ شرزین
Sheikh Sharzin's petition
نویسنده کتاب
بهرام بیضایی
ناشر کتاب
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
مترجم کتاب
ویژگی های طومار شیخ شرزین
| کد کتاب : | 13888 |
|
شابک : |
978-9645512345 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
80 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
1996 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
12 |
|
: |
8 آبان |
250,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی طومار شیخ شرزین
معرفی طومار شیخ شرزین
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان “طومار شیخ شرزین” در دورانی رخ می دهد که تاتارهای مغول بر ایران فرمانروایی می کردند. یکی از شاگردان شیخ شرزین، هنگام سوزاندن تعدادی از طومارهای موجود در کتابخانه، به طور تصادفی با طوماری از استاد خود رو به رو می شود. “طومار شیخ شرزین” که جهت دادخواهی از صاحب دیوان به نگارش در آمده، قسمتی از زندگی نامه ی دبیر دارالکتاب سلطانی، شیخ شرزین بن روزبهان می باشد. کسی که بخاطر نوشتن یک طومار به دارنامه، از جانب باقی شیوخ، به ارتداد و کفر متهم گشت.
شرزین که قهرمان اصلی داستان است، فردی است که اعتقاد قوی به خرد دارد و در طومار خود به دارنامه نیز در نعت و ستایش خرد سخن گفته است. شیخ های تنگ نظر و کوته بین که خود را بنده ی محض اصول پیشینیان می دانند، از حرف های شرزین به دلیل گفتار نو و بدیعانه اش به خشم آمده و در صدد بازجویی از او برمی آیند. شرزین برای نجات از این مهلکه، نوشته ی خود را به ابن سینا نسبت می دهد. اما با تحسین و استقبال سلطان و شیوخ از اثری که فکر می کردند منتسب به ابن سیناست، شرزین اعتراف می کند که او خود آن را نوشته است. حالا صاحب دیوان و دبیری که “طومار شیخ شرزین” را پیدا کرده اند، با خواندن آن تمایل دارند که بدانند چه بر سر او آمده است و برای آگاهی از سرنوشت شرزین، نزد هر کسی که خبری از او دارد می روند و قسمتی از زندگی اش را از زبان دیگران می شنوند.
تحریرهایی موجز از کتاب طومار شیخ شرزین
“…از شما یکی زن است با شوی خیانت کرده … یک تن از شما مال بیوگان ویتیمان برده است … از شما یکی لاف پهلوانی می زند در حالیکه ترسان تر مردی است جمله را …”مردم انجا می بینند همه این ها درست است و فکرمیکنند او فردی است که همه را می شناسد با این وضع مردم دیگر نمی توانند در آن ده زندگی کنند در حالیکه او تنها جامعه را می شناخت. مردم انجا برای آنکه نظم (برپا شده بر دروغ ) جامعه برهم نخورد او را می کشند ودرون چاهی می اندازند ناگاه می بینند که شرزین در میدان ده نشسته وتنها می گوید : ” دانایی را نمی توان کشت ”
“شرزین : … رعیت صفر است . سلطان و سالاران برترین شماره اند سلطان نه است و وزیران و چاکران و سالاران و دیوانیان هشت و هفت و شش و پنج و چهار و سه و دو و یک و رعیت صفر است . با این همه بهایی هر سلطان به رعیت است و هیچ عدد بی صفر بزرگ نشود چنان که هزار بی صفر هاش بیش از یک نیست بدان که رعیت هیچ می نماید و بیش از همه است… ”
شرزین :” آری این ها همه از تمرین است. جلاد تمرین سر بریدن می کند و تیرانداز تمرین تیراندازی. اگر دستی را ببندی بی هنر می ماند و این گناه آن دست نیست , گناه آن است که تمرین بستن کرده و شما بسیار تمرین می کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد،شما که اینک بر خون من دلیرید ، و بسیاری تمرین نیزه می کنند تا شما راکه تمرین فریاد می کنید بر من چیرگی دهند و من، تمرین مرگ می کنم”..

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.