سال ها
The Years
نویسنده کتاب
ویرجینیا وولف
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
فرهاد بدری زاده
ویژگی های سال ها
| کد کتاب : | 1405 |
|
مترجم : |
فرهاد بدری زاده |
|
شابک : |
978-964-6174-60-3 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
568 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1937 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
27 آبان |
475,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سال ها
معرفی سال ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
این رمان به داستان زندگی، و موفقیت ها و شکست های سه نسل از خانواده ی پارگیتر می پردازد و به خیابان های لندن در دهه های ابتدایی قرن بیستم زندگی می بخشد. وولف در این داستان جذاب، روان و به یاد ماندنی، از سبک نگارش ویژه و پویای خود کمال بهره را برده و با ظرافتی هنرمندانه، سردگمی و احساس عدم پیوستگی ناشی از تجارب مختلف زندگی و رویداد های تاریخی را به تصویر کشیده است. رمان سال ها به تحسینِ ثبات قدم در انسان ها می پردازد و وولف با نثر فوق العاده جذاب و متمایز خود، ورای زمان ها، نسل ها و طبقه های اجتماعی مختلف، از انسان بودن سخن می گوید.
تحریرهایی موجز از کتاب سال ها
One of the most popular of Virginia Woolf’s novels during her lifetime.
یکی از محبوب ترین رمان های ویرجینیا وولف در طول عمرش.
Goodreads
An astonishing achievement.
دستاوردی خیره کننده.
Times Literary Supplement
Rich and lovely.
غنی و دوست داشتنی.
The New York Times Book Review
خلاصه های کوتاه از کتاب سال ها
باد مه را بر فراز تمام باغ های پشت خانه ها و در کنج دیوارهایی که گل پیچک روی آن رشد کرده بود و هنوز برای آن گل های شمعدانی اندکی که باقی مانده بود پناه به حساب می آمد و بر روی توده ای از برگ ها، می آورد و شعله های آتش دندانشان را برای آن ها تیز کرده بودند و آن ها را به کام می کشیدند و باد همچنان دود مه را به خیابان و درون پنجره های اتاق پذیرایی که از صبح بازمانده بود، می برد. زیرا ماه اکتبر بود، و آغاز سال جدید. الینر با قلمی که در دست داشت، پشت میز تحریرش نشسته بود. او با نوک قلمش به پرزهای شیر دریایی مارتین، که در اثر جوهر پوسیده بود، زد و با خود فکر کرد «این» خیلی عجیبه که تمام این سال ها گذشته باشه. آن شیء از همه آن ها بیشتر عمر کرده بود. اگر او آن را دور انداخته بود شاید هنوز در جایی دیگر باقی مانده بود. اما او هرگز آن را دور نینداخته بود چرا که آن شیء جزئی ازچیزهای دیگر بود، مثلا مادرش.
اگر چه، از حالا در لندن، فشار و سختی فصل احساس می شد، مخصوصا در «وست اند» که پرچم ها در فراز آسمان بود؛ عصاها به زمین می خورد؛ لباس ها پیچ و تاب می خورد و خانه های تازه رنگ شده سایبان هایشان را باز کرده بودند و سبدهای گل های شمعدانی در هوا پیچ و تاب می خورد. پارک ها هم – سنت جیمز، گرین پارک، هاید پارک – در حال آماده سازی بودند. از صبح زود، قبل از این که حرکت دسته جمعی مردم و ازدحام شروع شود، صندلی های سبز رنگ را میان باغچه های گرد قهوه ای رنگ که پر از سنبل های درهم پیچیده بود گذاشته بودند جوری که انگار منتظر وقوع اتفاقی، شروع نمایشی و یا ورود ملکه «الکساندرا» از میان دروازه ها بودند. چهره او همانند گلبرگ بود و همیشه یک میخک صورتی به لباس خود می زد.
او کاغذ خشک کن را به سمت جلو کشید؛ یک نقطه وسط آن بود که خط های دیگری مانند شعاع و اشعه خورشید دور تا دور آن رسم شده بود. سپس سرش را بلند کرد. آن ها در حال سوزاندن علف های خشک در پشت خانه بودند. باد دود را در هوا پراکنده می کرد. بوی تند آن در همه جا پخش شده بود و برگ های درختان به زمین می افتادند. صدای آکاردئون از خیابان به گوش می رسید. او با آهنگ زمزمه می کرد. بقیه اش چی بود؟ بقیه شعری که پیپی همیشه موقعی که با یه پارچه کثیف گوش هاتو پاک می کرد و می خوند؟ الینر باز هم زمزمه کرد: ron, ron, ron, et, plon, plon, plon و در این لحظه بود که صدای آهنگ قطع شد. ارگ نواز از آن جا دور شده بود. الینر قلمش را در جوهر فرو کرد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.