زندگی پشت و رو
Inside Out & Back Again
نویسنده کتاب
تاینها لای
ناشر کتاب
انتشارات آفرینگان
مترجم کتاب
بهزاد صادقیان
ویژگی های زندگی پشت و رو
| کد کتاب : | 370 |
|
مترجم : |
بهزاد صادقیان |
|
شابک : |
978-600-391-025-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
320 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
2011 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
— |
35,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی زندگی پشت و رو
معرفی زندگی پشت و رو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
«ها» در تمام عمرش فقط شهر سایگون را دیده است: شور و سرزندگی بازارهای این شهر، لذت آداب و سنت هایش و گرمی و صمیمیت دوستان و آشنایانی که در این شهر زندگی می کنند. اما حالا دامنه ی جنگ ویتنام به خانه و محل زندگی «ها» رسیده است. او و خانواده اش، با سقوط سایگون مجبور به فرار شده و به امید داشتن شرایطی بهتر برای زندگی، با کشتی رهسپار آمریکا می شوند. رمان زندگی پشت و رو، به سال های آکنده از تغییر، آرزو، اندوه و التیام در زندگی یک دختر می پردازد و با روشنگری و طنزی گزنده و غیرقابل پیش بینی، داستانی بسیار هیجان انگیز به مخاطبین خود عرضه کرده است.
تحریرهایی موجز از کتاب زندگی پشت و رو
A strong, lovely, and vivid read.
کتابی مستحکم، دوست داشتنی و احساس برانگیز.
Bulletin of the Center for Children’s Books
Both humorous and heartbreaking.
هم طنز آمیز و هم حزن انگیز.
Booklist
This is a wonderfully inspiring story.
این داستان، به شکل شگفت انگیزی الهام بخش است.
Children’s Literature
خلاصه های کوتاه از کتاب زندگی پشت و رو
برادر کوانگ با فریادهای شادی
به خانه برمی گردد.
او موفق شده
ماشینی را تعمیر کند
که هیچ کس از عهده اش بر نمی آمده.
از حالا به بعد
فقط قرار است
موتور ماشین ها را تعمیر کند.
مادر از شدت خنده
گریه می کند.
من دهن کجی می کنم.
پس کسی قرار است
نوبت من برسد؟
حال من ده ساله ام، و دارم یاد می گیرم
چطور بافتنی ها را تزئین کنم،
کسرهای ریاضی را به درصد حساب کنم،
از درخت پاپایای خودم مراقبت کنم تا میوه های زیادی بدهد.
اما دیشب دهن کجی کردم
چون مادر اصرار کرد که
تنها یکی از برادرهایم
حق دارد صبح
زودتر بیدار شود
و خانه مان را برکت دهد
چون فقط قدم مردها
خوش شانسی می آورد.
گره ای کهنه و خشمگین
راه گلویم را بست.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.