زندگی جعلی من
My Life as a Fake
نویسنده کتاب
پیتر کری
ناشر کتاب
انتشارات افق
مترجم کتاب
شهرزاد لولاچی
ویژگی های زندگی جعلی من
| کد کتاب : | 1360 |
|
مترجم : |
شهرزاد لولاچی |
|
شابک : |
978-600-353-191-8 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
336 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2003 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
27 آبان |
95,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی زندگی جعلی من
معرفی زندگی جعلی من
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان این رمان، هزارتویی اخلاقی است که حول محور رابطه ی پرتلاطم میان ادبیات و دروغگویی می چرخد. در سال 1972 و در شهر کولالامپور، سارا ود-داگلاس که دبیر مجله ای مربوط به شعر و شاعری در لندن است، با مردی استرالیایی و اسرارآمیز به نام کریستوفر چاب آشنا می شود. چاب، اثری به همراه دارد که معلوم نیست متعلق به چه کسی است اما سارا در این اثرِ شک برانگیز و پرحرف و حدیث، استعداد و نبوغ هنرمندی واقعی را مشاهده می کند؛ اما نبوغ چه کسی؟ همزمان با این که سارا تلاش می کند از این اثر محافظت کند، چاپ او را وارد ماجرایی شگفت انگیز می کند که با مکر، قتل، آدم ربایی و فرار گره خورده است. رمان زندگی جعلی من، اثری فوق العاده جسورانه و سرگرم کننده است که توانایی های کم نظیر پیتر کری در خلق داستانی به یاد ماندنی را یادآور می شود.
تحریرهایی موجز از کتاب زندگی جعلی من
Addictively readable.
به شکل اعتیادآوری خواندنی.
Barnes & Noble
A Brilliant book.
کتابی درخشان.
The New Yorker
Magnificent and poetic.
باشکوه و شعرگونه.
The Times
خلاصه های کوتاه از کتاب زندگی جعلی من
هیچ چیز در زندگی چاب، او را برای این وضعیت آماده نکرده بود. او بدون برادر و خواهر و حتی عموزاده و … بزرگ شده بود و حتی بچه قورباغه ای نداشت که از آن مواظبت کند، حالا با یک نوزاد کله شق تنها مانده بود که شیونش تمامی نداشت و می توانست سرش را باشدت طوری به عقب بیاندازد که تقریبا ممکن بود روی زمین بیفتد. او وحشی بود، خودش به من گفت. آنچه باید تحمل می کردند، وحشتناک بود.
«او را می شناسی؟» چانه ی بزرگش می جنبید، انگار چیز بدمزه ای را می جوید. نگاهم کرد. با اوقات تلخی گفت: «می شناسم؟ البته که نه.» از اینجا داستان شروع شد، معلوم بود دورغ می گفت!
شکی نیست که وقتی سعی کرد ناراحتی مشهود در آن صورت کوچک را توصیف کند، خیلی احساساتی شد و در عین حال، اراده و انرژی نوزاد، چاب را تحت تاثیر قرار داد. وقتی نوزاد را در آغوش گرفت مثل این بود که مسئولیت زندگی به او محول شده بود، در شب های پرکوران انگلیسی بیدار می ماند و به صدای نفس های نوزاد گوش می سپرد. این نفس، آن نفس، نفس بعدی، بعد از آن. از وقت خوابش می گذشت تا از او مراقبت کند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.