زنده باد زندگی
Viva la vida
نویسنده کتاب
پینو کاکوچی
ناشر کتاب
انتشارات نشر ثالث
مترجم کتاب
نیکو عسگری
ویژگی های زنده باد زندگی
| کد کتاب : | 14785 |
|
مترجم : |
نیکو عسگری |
|
شابک : |
978-6004052245 |
|
قطع : |
پالتویی |
|
تعداد صفحه : |
56 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
2010 |
|
نوع جلد : |
زرکوب |
|
سری چاپ : |
5 |
|
: |
8 آبان |
80,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی زنده باد زندگی
معرفی زنده باد زندگی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
کتاب “زنده باد زندگی” نوشته نویسنده ، فیلمنامه نویس و مترجم ایتالیایی،” پینو کاکوچی” میباشد.”پینو کاکوچی” این اثرش را پیرامون داستان زندگی “فریدا کالو” نقاش مکزیسی نوشته است.
“آندره برتون فریدا” را چنین توصیف می کرد: “یک بمب پیچیده شده در روبان ابریشم.” رفتاری سرکشانه با افکاری ویرانگر. با جوری از زیبایی که برای هرکس قابل درک نبود. با صدای قوی و خنده هایی انفجاری و چشمانی نافذ و تا ابد زنده که هرگز بسته نمی شوند و به ما که اتوپرتره هایش را نگاه می کنیم، خیره مانده اند. همان طور که در دفترچه اش کمی قبل از سیزدهم ژوییه ۱۹۵۴ نقاشی کرد که: “من به نوشتن برایت ادامه خواهم داد، همیشه.”
“فریدا کالو” که در قرن بیستم زیسته است در طول زندگی دردناکش،خالق اتوپرتره هایی قابل ستایش بوده است.در نوجوانی اش به دلیل تصادف وحشتناکی که داشت،تا مدت ها قادر به راه رفتن نبود.اما این تصادف نه تنها مانع او برای زیستن به سلیقه شود،بلکه نقطه عطفی شد برای ورودش به دنیای شگفت انگیز بوم و رنگ!
او برای ادامه راهش نقاشی هایش را نزد “دیه گو ریورا” میبرد.دیه گو در آن زمان نقاشی شناخته شده و معروف بود.ملاقات های مکرر آنها منجر به رسیدن به زبانی مشترک به نام عشق بود.عشقی که منجر به ازدواج آن دو شد.
تحریرهایی موجز از کتاب زنده باد زندگی
از زمانی که عاشق دیه گو شدم فهمیدم عشق چیست. عشقی با آن قدرت نوعی وادادگی مطلق بود. برای خانواده ام این مصیبت به حساب می آمد؛ پدرم از نگرانی سکوت کرده بود و از نظر مادرم که کاتولیکی پرشور بود با آن همه وابستگی به سنت ها، دیه گو کمونیست بود، مردی بی ایمان و طلاق گرفته که بیش از حد می نوشید و شهرتی روزافزون در زنبارگی داشت. حساب زن هایی که با او به سر برده بودند از شماره خارج شده بود! مادرم فریاد میزد: “و این قدر هم که زشت و چاق است!”
از زمانی که عاشق دیه گو شدم فهمیدم عشق چیست. عشقی با آن قدرت نوعی وادادگی مطلق بود. برای خانواده ام این مصیبت به حساب می آمد؛ پدرم از نگرانی سکوت کرده بود و از نظر مادرم که کاتولیکی پرشور بود با آن همه وابستگی به سنت ها، دیه گو کمونیست بود، مردی بی ایمان و طلاق گرفته که بیش از حد می نوشید و شهرتی روزافزون در زنبارگی داشت. حساب زن هایی که با او به سر برده بودند از شماره خارج شده بود! مادرم فریاد میزد: “و این قدر هم که زشت و چاق است!”

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.