- سفارش بیش از یک عدد از هر محصول، تنها از طریق پشتیبانی امکانپذیر است. در صورت نیاز به تعداد بیشتر، لطفاً با بخش پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا سفارش شما ثبت شود.
زایو
Zayo
نویسنده کتاب
مصطفی رضایی کلورزی
ناشر کتاب
انتشارات کتابستان معرفت
مترجم کتاب
ویژگی های زایو
| کد کتاب : | 23204 |
|
شابک : |
978-6009545087 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
292 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2016 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
23 |
|
: |
23 خرداد |
175,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی زایو
معرفی زایو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در مسیر رفتن به فلسطین و آزمایشگاه مشکوک، اتفاقات مختلفی برای دکتر علی پارسا و تیمش می افتد و طی یکی از این رخدادهای عجیب، او با یک تیم بین المللی و حرفه ای آشنا می شود که کارشان آزمایش، شناسایی و مبارزه با بیماری های میکروبی است. سرپرست این تیم، یک پژوهشگر شناخته شده ی آمریکایی به نام بیل اسمیت است که علاوه بر مهارت در علم تخصصی خود، علاقه ی زیادی به اندیشه ی اسلامی و شیعی نشان می دهد. دکتر پارسا با بیل اسمیت و تیم او همراه می شود و این همراهی، زمینه ی حوادث جذابی را در داستان علمی تخیلی “زایو” به قلم “مصطفی رضایی کلورزی” فراهم می کند. ایده ی جسورانه ی نویسنده در گره زدن یک داستان فانتزی علمی با المان های وطنی، این اثر را به خوانشی جذاب برای مخاطب نوجوان ایرانی تبدیل کرده است.
تحریرهایی موجز از کتاب زایو
هوارو دکتر پارسا به سمت مرکز شهر و دانشگاه حرکت کرد. در راه، هواروهای دیگر در ارتفاع های مختلف مشغول پرواز بودند و به سمت مقصدهای مختلف در آسمان شهر تهران پرواز می کردند. با آمدن هواروها، چند سالی بود که تهران از شر دود و ترافیک خلاص شده بود.
نیم ساعت نگذشت که دکتر پارسا به دانشگاه تهران رسید. هوارو در جای مخصوصش فرود آمد. در هوارو به آرامی به سمت بالا باز شد، و دکتر پارسا پس از خاموش کردن هوارو، از آن پیاده شد.
کنار هواروها، یک هوارو مشکی شش در، با شیشه های دودی پارک شده بود؛ چیزی که توجه دکتر پارسا را به خود جلب کرد. از سردر اصلی، وارد دانشگاه شد. قبل از ورود به دانشکده، باید به ایستگاه کنترل و پاک سازی می رفت. این ایستگاه ها که در تمام شهرها گسترش یافته بودند، اختراع خود دکتر پارسا بود که مثل یک تونل ضدعفونی کننده عمل می کردند. ایستگاه های ویژهٔ اساتید، قبل از ورود به ساختمان دانشکده ها نصب شده بودند. دکتر پارسا وارد یکی از ایستگاه ها شد و کیفش را تحویل مسئول ایستگاه داد.
_ سلام استاد! امروز صبح زود، دو نفر اومدن که با شما کار داشتن.
_ یعنی زودتر از الآن؟!… خب، اسمشون چی بود؟
_ هیچی نگفتن. گفتن محرمانه ست. بعد از اینکه از ایستگاه پاک سازی رد شدن، گفتن: «ما توی آزمایشگاه منتظریم.»
_ ممنون!
دکتر کتش را درآورد و وارد اولین اتاقک ایستگاه شد؛ یک اتاقک نایلونی. گاز شست وشو از افشانهٔ بالای اتاقک پخش شد و همزمان تهویهٔ کف اتاقک روشن شد. دکتر پارسا به مدت پنج ثانیه در جریان گاز ویژهٔ شست وشو قرار گرفت. سپس با روشن شدن لامپ سفید، وارد اتاقکی تیره شد. در اتاقک دوم، لحظه ای در برابر اشعهٔ گاما قرار گرفت و بعد از آن، به آخرین اتاقک وارد شد. چراغ آبی روشن شد، و افشانه ای ذرات ضد نفوذ را در فضا پخش کرد. چند لحظه بعد، با خاموش شدن لامپ بنفش، دکتر از خروجی ایستگاه بیرون آمد و وسایلش را تحویل گرفت.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.