رنسانس مرگ
Renaissance of Death
نویسنده کتاب
ضحی کاظمی
ناشر کتاب
انتشارات کتابسرای تندیس
مترجم کتاب
ویژگی های رنسانس مرگ
| کد کتاب : | 37427 |
|
شابک : |
978-6001826450 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
384 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2020 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
6 شهریور |
325,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی رنسانس مرگ
معرفی رنسانس مرگ
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
هنگامی که شناسنامه ی نوزادی در کشور صادر می شود، تاریخ مرگ نیز در کنار تاریخ تولد قرار می گیرد.همه با این شناسنامه های دو تاریخه تغییر کرده اند ، که مهمترین آنها این نوزادان تازه متولد شده هستند. ایده های پادآرمان شهری کشور فانی، همچون بوی ناخوش فاضلاب، سراسر مملکت را فراگرفته است و نمی گذارد بوی دیگری به مشام برسد.
راوی سوم شخص در “رنسانس مرگ” به قلم “ضحی کاظمی” در هر یک از سه قسمت کتاب، به یک شخصیت اصلی وصل است، اگرچه چهره ای که بیش از همه در این داستان به چشم می آید، فردی به نام “ستاره سهرابی” است. وی یک وکیل کوشا و مصمم است که داستان حول محور او می چرخد ، اما او خود در چه محوری حرکت می کند؟ تعداد زیادی از شهروندان فانی، چیزی حدود 1500 نفر ، طی سه روز در روزهای پایانی آبان سال 222 کشته شدند. این واقعیت تلخی است که ستاره و دیگر شخصیت های داستان را وا می دارد تا عزمشان را برای تغییر جزم کنند.
نویسنده چیزی حدود 400 صفحه پیرامون موضوعی نوشته است که شاید در ژانر دیستوپیا دسته بندی شود اما از واقعیت های شدیدا ملموس و آزاردهنده برای ما برخوردار است. “رنسانس مرگ” به هدف خود رسیده و رسالت خود را به انجام رسانده است؛ حال باید دید خوانندگان در مطالعه ی آن به چه ایده ای دست پیدا می کنند.
تحریرهایی موجز از کتاب رنسانس مرگ
امید پشت به معبد ایستاد و رو کرد به ستاره: به زندگی هزار ساله اعتقاد داری؟ «ستاره» نوک دست هایش را جلوی بینی و دهانش گرفت تا با بازدمش آن ها را گرم کند: نمی دونم راستش هم آره هم نه. اگر بخواهم قبول کنم، خیلی سوال برام پیش میاد و اگه بخوام کاملا ردش کنم، اون وقت احساس می کنم این دنیا خیلی ناعادلانه ست… تو چی؟ «امید» سوال ستاره را با سوال دیگری جواب داد: چرا فکر می کنی باید عدالتی وجود داشته باشه؟ ستاره شانه هایش را بالا انداخت: اگر به عدالت اعتقاد نداشتم حقوق نمی خوندم. بی خودی که این رشته رو انتخاب نکردم! امید از لحن بالا به پایین ستاره دلخور شد. در این مدت بارها ستاره ناخواسته انتخاب هایش را به رخ امید کشیده بود و حالا عدالت و انتخاب را کنارهم گذاشته بود و…

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.