رفته، عزیزم، رفته
Gone, Baby, Gone
نویسنده کتاب
دنیس لیهان
ناشر کتاب
انتشارات نیماژ
مترجم کتاب
فرهاد بیگدلو
ویژگی های رفته، عزیزم، رفته
| کد کتاب : | 12786 |
|
مترجم : |
فرهاد بیگدلو |
|
شابک : |
978-6003674615 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
536 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
1998 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
— |
98,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی رفته، عزیزم، رفته
معرفی رفته، عزیزم، رفته
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب رفته، عزیزم، رفته
An absolutely gripping story.
داستانی فوق العاده گیرا.
Chicago Tribune
A chilling, masterfully plotted tale.
داستانی تشویش آور با پیرنگ استادانه.
People
Powerful, raw, harrowing.
قدرتمند، بی پرده، رعب انگیز.
Washington Post
خلاصه های کوتاه از کتاب رفته، عزیزم، رفته
در محوطه ی پارکینگ شروع به راه رفتن کردم، احساس می کردم آدرنالین در بدنم تبدیل به ژله می شود، سنگ ریزه ها زیر پایم صدا می دادند، صدای آواز پرنده ها از سمت دریاچه ی «والدن» به گوش می رسید، نور کم رمق آفتاب را می دیدم که در حال غروب کردن روی تنه ی درختان افتاده بود. به پشت ماشین تکیه دادم و یک پای خود را بر روی سپر آن قرار دادم.
دست «پل» هنوز بر روی سینه ی «بروسارد» بود و مشغول صحبت با او بود، لب هایش را به گوش مرد جوان تر نزدیک کرده بود. با وجود فریاد زدن، هنوز خشمگین نشده بودم.
اگر واقعا جرقه اش در سرم زده شود و عصبانی شوم، صدایم حالت یکنواخت و بی روحی به خود می گیرد، مهره ی قرمز رنگی در جمجمه ام روشن شده و جلوی حس ترس و منطق و همدردی را در وجودم می گیرد؛ و هرچه این مهره ی قرمز داغ شود، خون در رگ هایم سردتر می شود تا به رنگ آبی دربیاید و صدای یکنواختم نیز تبدیل به نجوا می شود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.