رستاخیز
Resurrection
نویسنده کتاب
لئو تولستوی
ناشر کتاب
انتشارات نیلوفر
مترجم کتاب
سروش حبیبی
ویژگی های رستاخیز
| کد کتاب : | 22145 |
|
مترجم : |
سروش حبیبی |
|
شابک : |
978-6226654326 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
567 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1899 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
27 آبان |
375,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی رستاخیز
معرفی رستاخیز
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب رستاخیز
An intimate, psychological tale of guilt, anger and forgiveness.
داستانی بی پرده و روانشناسانه درباره ی احساس گناه، خشم و بخشش.
Penguin
A powerful depiction of the injustices of the legal system.
تصویری قدرتمند از ناعدالتی های سیستم قضایی.
Amazon
The greatest of Tolstoy’s all novels.
برجسته ترین اثر تولستوی در میان تمام رمان هایش.
Independent
خلاصه های کوتاه از کتاب رستاخیز
ماجرای ماسلوا که او را به زندان کشانده بود، داستانی بود پیش پاافتاده و بی اهمیت. ماسلوا فرزند نامشروع دختری روستایی بود و با هم زندگی می کردند، کار مادرش رسیدگی و نگه داری گاو و گوسفندهای ملکی بود که به دو پیردختر تعلق داشت. مادرش همه ساله بچه ای به دنیا می آورد، از پدری نامعلوم. بنا به رسم روستاها نوزاد غسل تعمید می یافت اما چون مزاحم کار و فعالیت های مادر بود، به او شیر نمی داد و درنتیجه نوزاد از گرسنگی می مرد. پنج نوزاد به این ترتیب به دنیا آمده برگشتند به جایی که آمده بودند.
ولی در واقع هر کس دنبال این فرقه ها می افتد، مثل سگ توله کوری است که در یک بیابان درندشت ول شده باشد. حقیقت این است که جوهر ادیان یکی است و این جوهر در من هست، در تو هست، در او هم هست. پس هر کس باید به روح و جوهر خودش اعتقاد داشته باشد. همه ما از یک گوهریم. همه یکی هستیم و اگر این حقیقت را کشف کنیم، همه با هم یکی خواهیم شد و همه اختلافات از بین می رود.
از آن پس کوچک ترین رویدادی متنفرش می کرد. فقط یک فکر در سر داشت: از آن وضعیت شرم آوری که درانتظارش بود بگریزد. با انزجار و برخلاف میلش کارهایش را انجام می داد و حتا یک روز هم به تندی با دو پیردختر حرف زد و از آن ها خواست حقوق پرداخت نشده اش را بپردازند. بعدها از گفتن این حرف به شدت پشیمان شد. دو پیردختر هم با نارضایتی تمام طردش کردند و گذاشتند برود پی کارش.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.