دوباره عاشقی
Dobare Asheghi
نویسنده کتاب
فرشته گل چمن
ناشر کتاب
انتشارات ندای الهی
مترجم کتاب
ویژگی های دوباره عاشقی
| کد کتاب : | 112751 |
|
شابک : |
978-6006113951 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
756 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
2 آبان |
370,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دوباره عاشقی
معرفی دوباره عاشقی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
کتاب دوباره عاشقی که فرشته گل چمن آن را تألیف کرده است، در حقیقت داستانی ساده دربارهی کشش میان دو قلب است. کششی که گاه به سرانجامی که باید میرسد و گاه در میانهی راه از رسیدن به مقصود بازمیماند. نویسنده با بیان ساده و گیرای خود، توانسته راوی این احساسها شود و ما را برای لحظاتی با این تجربۀ ناب بشری همراه کند.
تحریرهایی موجز از کتاب دوباره عاشقی
به لاله نزدیک شد و در را باز کرد و بفرماییدی گفت، لاله بیرون و سپس پشت او پدرام نیز بیرون آمد، به طرف آسانسور به راه افتادند، لاله دکمه آسانسور را لمس کرد، طولی نکشید در همان طبقه ایستاد و باز شد لاله ببخشیدی گفت و جلوتر از او سوار شد، پدرام خودش دکمه آسانسور را برای پایین رفتن لمس کرد، نگاه لاله تمام به روی کف آسانسور بود، اما سنگینی نگاه پدرام را به روی خودش احساس می کرد، نگاهش را بالا داد تا نگاه او را غافلگیر کند، اما پدرام سریع نگاهش را از او گرفت، آن بوی دوست داشتنی هر کجا که پدرام می رفت به دنبالش حرکت می کرد، حالا می دانست این بو، بوی عطر این مدیرعامل سختگیر نق نقو است که از استشمام این بو مست می شد، آسانسور در طبقه همکف ایستاد و باز شد پدرام منتظر لاله نماند گویا از اینکه لاله او را در نگاه کردنش محدود کرده بود ناراحت شد، خودش زودتر از لاله بیرون آمد و رو به منشی کرد:
_خانوم پرونده اون دوتا کارگرای اخراجی رو بیار اتاقم!
همان پسر که با او در طبقه بالا چندی پیش برخورد داشت، قبل از اینکه پدرام به داخل اتاقش برود به کنارش رفت و درباره چیزی سخن گفت و باهم وارد اتاق پدرام شدند!
بنظر می رسید پسر حسابدار شرکت باشد قبلا هم چند باری او را دیده بود، لاله به میز منشی نزدیک شد، درحالی که لبخندی به لب داشت با خوشحالی گفت: یه برگه و یه خودکار لطفا!
منشی لبخند لاله را با لبخند پاسخ داد: چیه خوشحالی؟ تونستی راضیش کنی؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.