دزدهای خوب

The Good Thieves

نویسنده کتاب

کترین راندل

ناشر کتاب

انتشارات نگاه آشنا

مترجم کتاب

فاطمه قربان زاده

ویژگی های دزدهای خوب

















کد کتاب : 114009

مترجم
:


فاطمه قربان زاده



شابک
:

978-6227701098

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

224

سال انتشار شمسی
:

1401

سال انتشار میلادی
:

2019

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

3


:

12 مهر

178,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی دزدهای خوب

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «دزدهای خوب» رمانی نوشته «کترین راندل» است که اولین بار در سال 2019 به چاپ رسید. این کتاب به داستان «ویتا مارلو» و تلاش او برای بهبود وضعیت زندگی خانواده اش می پردازد. وقتی «ویتا» و مادرش با کشتی از ایرلند به نیویورک می روند تا به پدربزرگ او کمک کنند، «ویتا» درمی یابد که پدربزرگ، عمارت بزرگ و قلعه‌مانند خود را از دست داده است. «ویتا» پس از این که چند بار قول می دهد که از دردسر دور بماند، به دنبال مردی حریص می رود که عمارت را به چنگ آورده است. «ویتا» نقشه های شرورانه این مرد را برملا می کند، گروهی متشکل از بچه های هم سن و سال خود با توانایی های گوناگون را شکل می دهد، و نقشه یک سرقت جسورانه را برای بازگرداندن یک سنگ زمرد از عمارت طراحی می کند.

تحریرهایی موجز از کتاب دزدهای خوب

A dazzling tale of hope, grief, and self-sufficiency.

داستانی خیره کننده درباره امید، اندوه، و اتکا به خود.

Publishers Weekly

A satisfying adventure.

یک ماجراجویی رضایت بخش.

Kirkus Reviews

A lovely story of friendship and adventure.

داستانی دلنشین درباره دوستی و ماجراجویی.

School Library Journal

خلاصه های کوتاه از کتاب دزدهای خوب

«ویتا» هم پابرهنه بی سر و صدا در اتاق بابابزرگ، این طرف و آن طرف می رفت و کشوها را زیر و رو می کرد و دنبال نقشه می گشت. هیچ چیزی پیدا نکرد. با عصبانیت به خودش گفت باید زودتر می فهمیدی. زیر لب گفت: «احمق.» می دانست که بابابزرگ مجبور شده بود همه چیز را در قلعه «هادسون» بگذارد و از آنجا چیزی جز لباس هایش را با خود نیاورده بود. با این حال، باز هم یادآوری این موضوع ناراحتش کرد.

تا به کتابخانه برسند، تمام انگشت های «ویتا» به خاطر شیره داغ بادام زمینی ها، چسبناک شده بود. سرش را بالا آورده بود و به ساختمانی در طرف دیگر خیابان نگاه می کرد، همزمان انگشت هایش را هم تمام و کمال می لیسید. آن ساختمان بیشتر شبیه کاخ بود تا کتابخانه. ستون ها و ایوانش، در کنار رنگ ها و سر و صدای شهر، پرشکوه بر جای خود استوار بودند.

موقع بالا رفتن از پله ها، «ویتا» به مجسمه ها نگاه کرد و سرش را به بالا و پایین تکان داد. دست در دست هم راه می رفتند، «ویتا» پای چپش را با دقت روی سنگ های پهن پله ها می گذاشت، بابابزرگ هم با کمک عصایش راه می رفت، هر دو با چشم هایی باز به درهایی که بهشان خوشامد می گفتند، خیره بودند.

محصولات مرتبط با دزدهای خوب

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دزدهای خوب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما