در جاده
On the Road
نویسنده کتاب
جک کروآک
ناشر کتاب
انتشارات سرزمین اهورایی
مترجم کتاب
محمد رزازیان
ویژگی های در جاده
| کد کتاب : | 13370 |
|
مترجم : |
محمد رزازیان |
|
شابک : |
978-6009882182 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
528 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
1957 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
7 شهریور |
400,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی در جاده
معرفی در جاده
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
ایده ی اولیه ی در راه، دومین رمان کروآک، در اواخر دهه ی 1940 در مجموعه ای از دفترهای یادداشت شکل گرفت و سپس در طول سه هفته در آپریل 1951 به شکل کتاب درآمد. این اثر برای اولین بار در سال 1957 به چاپ رسید. پس از چندین و چند درخواست برای ساخت فیلم از روی این کتاب، سرانجام فیلمی با همین عنوان به تهیه کنندگی فرانسیس فورد کاپولا بر اساس داستان کتاب ساخته شد. این اثر کلاسیک از کروآک به مفاهیمی چون آزادی و شور و اشتیاق در زندگی پرداخته و آغازگر جنبش «بیت» در آمریکا بود و از زمان اولین انتشارش، جمع کثیری از نسل های متمادی را تحت تأثیر خود قرار داده است.
تحریرهایی موجز از کتاب در جاده
The novel of freedom and the search for authenticity that defined a generation.
رمانی درباره ی آزادی و جست وجوی اصالت که یک نسل را تعریف کرد.
Barnes & Noble
The most beautifully executed, the clearest and the most important utterance yet made by the generation Kerouac himself named years ago as ‘beat’.
خوش ساخت ترین، واضح ترین و مهم ترین اثر از نسلی که خود کروآک، نام آن را «بیت» گذاشت.
New York Times
A highly euphoric and intensely readable story.
داستانی منحصربه فرد و فوق العاده خواندنی.
Downbeat
خلاصه های کوتاه از کتاب در جاده
اون قدر چرخ زدم که سرگیجه گرفتم. فکر کردم دارم به رویایی ژرف سقوط می کنم، اون هم درست از فراز یه پرتگاه. اوه، پس دختری که عاشقشم کجاست؟ به این فکر کردم و به دورتادورم نگاهی انداختم، به همون شکلی که به همه جای جهان کوچیک زیر پام نگاه کرده بودم. و در برابر چشم هام، لاشه ی بزرگ و بکر و باد کرده ی قاره ی آمریکایی من آروم گرفته بود.:
خورشید غروب میکند، سرخ و بزرگ. همه اسمهای جادویی دره پیش رویم میگسترند، مانتکا و مادرا، و باقیشان. چیزی نگذشت که غروب شد، غروبی انگورمانند، غروبی ارغوانی بر فراز باغهای نارنگی و مزارع وسیع خربزه، خورشید به رنگ انگور فشرده، با رد سرخ شرابی، زمینها به رنگ عشق و رازهای اسپانیایی. سرم را از پنجره بیرون بردم و ریههایم را از هوای معطر پر کردم.
بهترین معلم، تجربه است اما نه از منظر تحریف شده ی شخصی دیگر.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.