دختری که رهایش کردی

The Girl You Left Behind

نویسنده کتاب

جوجو مویز

ناشر کتاب

انتشارات میلکان

مترجم کتاب

کتایون اسماعیلی

ویژگی های دختری که رهایش کردی

















کد کتاب : 961

مترجم
:


کتایون اسماعیلی



شابک
:

978-600-784-582-0

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

472

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

2012

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

161


:

24 خرداد

890,000 تومان

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی دختری که رهایش کردی

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب دختری که رهایش کردی، رمانی عاشقانه نوشته ی جوجو مویز است که نخستین بار در سال 2012 به چاپ رسید.
هنرمندی به نام ادوارد در سال 1916 و در کشور فرانسه، همسر خود، سوفی را ترک می کند و به جبهه های جنگ می رود. شهر کوچک آن ها در اواسط جنگ جهانی اول به دست آلمان ها می افتد و تصویر چهره ی سوفی که ادوارد آن را کشیده، توجه یکی از فرماندهان آلمانی را به خود جلب می کند. سوفی که خود را در مخمصه ای بزرگ می بیند، حاضر است همه چیز خود—خانواده، آبرو و حتی زندگی اش—را به خطر بیاندازد تا دوباره همسرش را ملاقات کند. حدود صد سال بعد، مردی اندکی قبل از مرگ ناگهانی اش، تصویر چهره ی سوفی را به همسر خود، لیو هالستون می دهد. به شکلی اتفاقی، ارزش حقیقی این نقاشی مشخص می شود و منازعه ای بر سر این که چه کسی صاحب برحق این نقاشی است، شکل می گیرد. در جریان این منازعه، تمامی عقاید و باورهای لیو به چالش کشیده می شوند.

تحریرهایی موجز از کتاب دختری که رهایش کردی

Vibrant and gripping.

سرزنده و جذاب.

People Magazine

A strong, provocative, satisfying fiction.

داستانی قدرتمند، احساس برانگیز و رضایت بخش.

Washington Post

Captivating and bittersweet.

مسحورکننده و تلخ و شیرین.

Publishers Weekly

خلاصه های کوتاه از کتاب دختری که رهایش کردی

می دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می اومد. به زودی می توانستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اون قدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.

اینکه انسان بتواند مایحتاج زندگانی خود را از طریق انجام کاری که دوست دارد کسب کند، یکی از بزرگترین موهبت های زندگانی است.

ترس از سرنوشت مادر این بچه با ترس از سرنوشت شوهرم، یکی شده بود. انگار تو گردابی از نگرانی و خستگی گیر افتاده بودم. خبرهای کمی به شهر می رسید. تقریبا هیچ خبری از شهرمون به جایی نمی رفت. جایی خیلی دورتر از اینجا ممکن بود شوهرم سخت بیمار باشه، گرسنه مونده باشه و یا سخت کتک خورده باشه.

محصولات مرتبط با دختری که رهایش کردی

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دختری که رهایش کردی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما