داستان زندگی من
چارلی چاپلین
My Autobiography
نویسنده کتاب
چارلی چاپلین
ناشر کتاب
انتشارات جامی(مصدق)
مترجم کتاب
غلامحسین صالحیار
ویژگی های داستان زندگی من
| کد کتاب : | 9227 |
|
مترجم : |
غلامحسین صالحیار |
|
شابک : |
978-600-7436-24-0 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
216 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
1964 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
9 آبان |
180,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی داستان زندگی من
معرفی داستان زندگی من
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب داستان زندگی من
Every page can be read with pleasure.
هر صفحه از این کتاب را می توان با لذت مطالعه کرد.
The Times
The best autobiography ever written by an actor. An astonishing work.
بهترین خودزندگی نامه ای که توسط یک بازیگر نوشته شده است. اثری خیره کننده.
Chicago Tribune
A moving picture of the hero himself. A truly fascinating book.
تصویری تکان دهنده از یک قهرمان. کتابی به واقع شگفت انگیز.
The New York Times Book Review
خلاصه های کوتاه از کتاب داستان زندگی من
قضا و قدر وقتی سرنوشت انسان را به بازی می گیرد، نه رحم می شناسد و نه عدالت. بازی تقدیر با مادرم نیز همین گونه بود. او هرگز نتوانست صدایش را دوباره باز یابد. به همان طریق که پاییز می رفت و جای خود را به زمستان می داد، وضع زندگی ما نیز از بد به صورت بدتر درمی آمد، گرچه مادرم زنی دوراندیش بود و اندوخته ی مختصری داشت، اما این اندوخته به سرعت ناپدید شد، و به همان سرعت جواهرات و دیگر مایملک خصوصی او، که برای ادامه ی زندگی ضرورت داشت، بر باد رفت. اما مادرم هنوز امید خود را به این که دوباره صدایش را باز یابد، از دست نداده بود.
وقتی به اتاق رختکن می رفتم به خود گفتم بهتر است شلوار گل و گشاد بپوشم و عصایی نازک به دست بگیرم و یک جفت کفش گت و گنده به پا کنم و کلاه دربی هم بر سر بگذارم. دلم می خواست ظاهری بی قواره و ناجور داشته باشم: شلوار گشاد، کت تنگ، کلاه کوچک و کفش های بسیار بزرگ.
مادرم اتاقی در یکی از پس کوچه های پشت «کنینگتون پارک» گرفت و تا چندی توانست زندگی ما را اداره کند. اما مدت زیادی طول نکشید که باز ناگزیر شدیم به اردوی کار باز گردیم. علت آن بود که مادرم هرچه دوندگی کرد باز نتوانست شغلی به دست آورد و پدرم نیز به تدریج موقعیت خود را در تئاتر از دست می داد. به طور خلاصه زندگی ما به این صورت در آمده بود که از یک پس کوچه به پس کوچه ی دیگر منتقل می شدیم و مانند توپ بازی مرتب این طرف و آن طرف می افتادیم و باز خود را در نوانخانه و اردوی کار می یافتیم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.