خاطرات خون آشام (۱)
کتاب اول - بیداری
The Awakening
نویسنده کتاب
ال جی اسمیت
ناشر کتاب
انتشارات نشر ویدا
مترجم کتاب
محمد حسینی مقدم
ویژگی های خاطرات خون آشام (۱)
| کد کتاب : | 13324 |
|
مترجم : |
محمد حسینی مقدم |
|
شابک : |
978-9642912704 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
272 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1991 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
12 |
|
: |
8 آبان |
299,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی خاطرات خون آشام (۱)
معرفی خاطرات خون آشام (۱)
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
« ال جی اسمیت » نویسنده این کتاب اینگونه مینویسد که النا گیلبرت دختر طلایی دبیرستانی است و عادت دارد آنچه را که می خواهد بدست آورد. و چه کسی او می خواهد. اما وقتی پسری که هدفش را قرار داده است – استفان خوش تیپ و دلسرد شده – علاقه ای پیدا نمی کند ، او گیج می شود. او هرگز نمی توانست دلیل واقعی استفان را برای مقاومت در برابر او بفهمد: استفان یک خون آشام است و النا فقط با بودن در کنار او در خطر است. چه اینکه ، برادر خون آشام خطرناک Stefan ، دامون ، به تازگی وارد شهر شده است. و هر کجا که دیمون برود ، مشکل همیشه به دنبال دارد. کتاب « خاطرات خون آشام 1 » مجموعه از هفت جلد کتاب داستان برای نوجوانان است.
دو کتاب اول از مجموعه پرفروش ترین های نیویورک تایمز را بخوانید که با این اتصال به برنامه تلویزیونی معروف The CW The Vampire Diaries الهام گرفت.
تحریرهایی موجز از کتاب خاطرات خون آشام (1)
Stefan: brooding and mysterious, he seems to be the only one who can resist Elena, even as he struggles to protect her from the horrors that haunt his past.
استفان: متلک و مرموز ، به نظر می رسد او تنها کسی است که می تواند در برابر النا مقاومت کند ، حتی وقتی که برای محافظت از او در برابر وحشتهایی که گذشته او را تهدید می کند تلاش می کند.
خلاصه های کوتاه از کتاب خاطرات خون آشام (1)
در بخشی از کتاب رمان خاطرات یک خون آشام می خوانیم:
استفان قبول نکرده بود با آن ها به قبرستان برود. تمام احساسش در این مورد منفی بود. آخرین باری که آن جا رفته بود قضیه ی پیرمرد پیش آمد. خاطره ی پیرمرد در دلش جای خود را به ترس می داد. استفان می توانست قسم بخورد که آنقدر از خون پیرمرد نخورده که به کما برود. وقتی رهایش کرد به پیرمرد آسیبی نرسیده بود، اما بعد از آن شب همه چیز به هم ریخته بود. استفان گیج بود. آیا واقعا موج دیگری از نیرو در قبرستان بود با این تنها توهم او بود؟ آیا غیر از او کس دیگری هم آن جا بوده یا این که نه، خودش آن همه خون را خورده و پیرمرد را به کما فرو برده بود؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.