حیدر
Heidar
نویسنده کتاب
آزاده اسکندری
ناشر کتاب
انتشارات کتابستان معرفت
مترجم کتاب
ویژگی های حیدر
| کد کتاب : | 42773 |
|
شابک : |
978-6226837613 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
380 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2020 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
54 |
|
: |
22 آبان |
520,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی حیدر
معرفی حیدر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
اما آنچه در کتاب سیصد و هشتاد صفحه ای “حیدر” به قلم “آزاده اسکندری” با آن رو به رو هستیم، قصه ای است با روایت خطی و مشخص، که از تطبیق میان صدها منبع روایی شیعه و اهل سنت، به دست آمده و به جز این منابع مشخص که با نشانی دقیق به خواننده معرفی شده اند، باقی مطالب داستان حاصل فضاسازی و قصه پردازی شخصی نویسنده می باشد.
“حیدر” به طور ویژه به بازه ی زمانی 9 ساله از زندگی عارفانه و عاشقانه ی امیرالمومنین علی (ع) و حضرت فاطمه (س) می پردازد. داستان از زبان خود امیرالمومنین یا “حیدر” (ع) روایت می شود و به این ترتیب خواننده از دریچه ی نگاه مولای متقیان با حوادث سال های دوم تا یازدهم هجرت آشنا می شود. روزهای پرفراز و نشیبی که از کمی قبل از ازدواج این زوج آسمانی شروع شده و تا بعد از به شهادت رسیدن صدیقه طاهره (س) ادامه می یابد. به این ترتیب می توان گفت “حیدر”، یک اثر داستانی با خط روایی مشخص و شفاف بوده، که رویدادهای قابل توجهی را زندگی حضرت علی (ع) بیان می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب حیدر
-۲۱ سالت شده ، نمی خواهی آستین بالا بزنی ؟ -به ما که ندادند ، اما به تو می دهند . پا پیش بگذار ، بالاخره که چی ؟ از دروهمسایه گرفته تا دوست و آشنا ، هر روز یک بند همین حرفها را در گوشم می خواندند . – من به خودم اجازه نمیدهم از کنیز ایشان خواستگاری کنم ، چه برسد به دخترشان انگار همین دیروز بود، پیامبر لباسش را عوض کرد . -من با پسر ابوقحافه می روم . امانت های مردم را که پس دادی ، راه بیفت . فاطمه را به تو و هردوتان را به خدا می سپارم ، خودش حفظتان کند دقیقا سه روز در مکه ماندم . چه اهل مکه ، چه زائران کعبه ، همیشه امانت هایشان را به پیامبر می سپردند ، به خواست ایشان جز وقت نماز ، یک روز کامل در دامنه کوه ایستادم و فریاد زدم هرکس پیش محمد امانتی دارد ، باید از من بگیرد . بعضی می دانستند پیامبر از مکه رفته است ، بعضی نه- چه شده است ؟ نکند حال محمد روبه راه نیست. -حال ایشان خوب است فقط خواستند دینی به گردنشان نباشد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.