جمشید خان عمویم

که باد همیشه او را با خود می برد

Jamshid Khan, my uncle

نویسنده کتاب

بختیار علی

ناشر کتاب

انتشارات نیماژ

مترجم کتاب

مریوان حلبچه ای

ویژگی های جمشید خان عمویم

















کد کتاب : 14059

مترجم
:


مریوان حلبچه ای



شابک
:

978-6003672000

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

136

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

2015

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

9


:

8 آبان

160,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

دسته بندی های موضوعی جمشید خان عمویم

معرفی جمشید خان عمویم

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

“جمشید خان عمویم، که باد همیشه او را با خود می برد” اثری است به قلم “بختیار علی” که با ترجمه ی “مریوان حلبچه ای” موفق شده جوایز متعددی را از آن خود کند. این رمان جذاب به قلم یکی از نویسندگان کرد معاصر، قصه ی مردی به نام جمشیدخان را روایت می کند که در نتیجه ی رخدادهای قصه، چنان لاغر و نحیف گشته که حتی باد هم می تواند او را با خود ببرد. راوی قصه، برادرزاده ی جمشیدخان، یعنی سالارخان است، که داستان زندگی عمویش را روایت می کند. جمشیدخان در دوران نوجوانی، اسیر دست بعثی ها شده و شکنجه های روحی و جسمی آنان باعث شده که او به حدی از لاغری برسد که باد بتواند او را جا به جا کند؛ هر دفعه ای که این اتفاق رخ می دهد، جمشید خان از نظر فکری و روحی هم دگرگون شده و بخشی از حافظه ی خود را از دست می دهد.
“بختیار علی” داستان “جمشید خان عمویم، که باد همیشه او را با خود می برد” را با سبک رئالیسم جادویی به نگارش درآورده و در آن از اسامی غیرمعمولی هم بهره برده است؛ آنچه می توان از این رمان برداشت کرد این است که در صورت نداشتن یک خط فکری مشخص، باد حوادث، شما را به سمت و سوهای مختلفی خواهد برد و این محکم نبودن در عقیده و حزب باد بودن، می تواند برای فرد گران تمام شود. “جمشید خان عمویم، که باد همیشه او را با خود می برد” یک کتاب نمادین اجتماعی و فلسفی است و کار آن به چالش کشیدن عقاید و افکار خوانندگان است؛ بنابراین تمام کسانی که به دنبال یک رمان قابل تامل با داستانی جذاب می گردند، مخاطب این قصه ی درخشان از “بختیار علی” می باشند.

تحریرهایی موجز از کتاب جمشید خان عمویم

توی دنیا هیچ شغلی مطمئن تر از قاچاق انسان نیست تا وقتی که آدما مثل حالا غمگین باشن، مدام به فکر فرار از خاک خودشون می افتن. این که آدما خیال می کنن توی یه جای دیگه خوشبخت میشن، یه نوع مشکلیه که از باباآدم برامون مونده.

در اوایل سال 1979 که جمشیدخان برای نخستین بار دستگیر شد، هفده ساله بود. آن روزها بعثی ها در سرتاسر خاک عراق، بنای تعقیب و دستگیری و شکنجهٔ کمونیست ها را گذاشته بودند، کمونیست هایی که کمی پیش تر، از هم پیمانان اصلی «انقلاب و رهبری آن» به شمار می آمدند.

هیچ کدام از ما به درستی نمی دانیم که جمشیدخان کی و چگونه کمونیست شد، به ویژه این که در ایل و تبار ما تاکنون کسی چپ نشده بود. آن گونه که می گویند جمشیدخان در برابر شکنجه ها و آزارهای سخت زندان، مقاومت قهرمانانه و بسیار بی نظیری از خود نشان داده و هیچ چیز را فاش نکرده بود، طوری که جلادان رژیم با دیدن این شجاعت افسانه ای، برای گرفتن اعتراف از او هر روز روش های تازه تری را به کار می گرفتند، بی آن که به چیزی دست یابند. بعثی ها جمشیدخان را مدتی در زندان های معروف و هولناک عراق می گردانند. شاید دلیل اصلی ضعیف شدن جثهٔ جمشیدخان و از دست دادن وزنش، به همین موضوع شکنجه های طولانی مدت و گرسنگی بی امان در زندان های مختلف برمی گردد. هم بندهای جمشیدخان از کاهش نامعمول و ناگهانی وزن او سخن می گویند.

من چهرهٔ او را پیش از دستگیری اش به سختی به یاد می آورم. آن چند عکس دوران پانزده و شانزده سالگی او، چهرهٔ مرد کوتاه قدی را نشان می دهند که کمی متمایل به چاقی است. او جوانی لاغر و تکیده نبود، بلکه پسری بود با گونه هایی برجسته، از همان هایی که لبخندشان نشان از کودکی سالم و تندرست دارد. آن هایی که در آن سن وسال و پیش از دستگیری اش او را می شناختند، می گویند آن چه در آن زمان جمشیدخان را به سمت کمونیسم سوق داد.

خلاصه های کوتاه از کتاب جمشید خان عمویم

محصولات مرتبط با جمشید خان عمویم

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جمشید خان عمویم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما