جایی که هستم
Dove mi trovo
نویسنده کتاب
جومپا لاهیری
ناشر کتاب
انتشارات کتاب تداعی
مترجم کتاب
غزل قربان پور
ویژگی های جایی که هستم
| کد کتاب : | 26355 |
|
مترجم : |
غزل قربان پور |
|
شابک : |
978-6229596951 |
|
قطع : |
پالتویی |
|
تعداد صفحه : |
170 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2018 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
6 شهریور |
210,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی جایی که هستم
معرفی جایی که هستم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
او به نشخوار ذهنی اتفاقات مختلفی مشغول است که عبارت اند از حوادث کودکی اش، ارتباط ناخوشایندی که بین والدین اش برقرار بود و انتظاراتی که مادرش از او داشت و وی نتوانست آن ها را برآورده کند. در این مسیر، راوی خوانندگانش را همراه خود به مکان های متفاوتی می برد. دانشگاهی که در آن تدریس می کند، اغذیه فروشی کوچکی که در آنجا غذا می خورد، بار، استخر شنا، سوپرمارکت، خانه ی دوستش در روستا که برای تعطیلات به آنجا می روند و اتاق انتظار مطب دکتر همه و همه جاهایی است که خواننده و راوی در کنار هم در آن ها قدم می زنند.
در این بین تصویرسازی هایی از آرامش ذهنی او زمانی که تنهاست و در بالکن زیر آفتاب به نوشتن مشغول است، ارائه شده و مشاهدات او درباره ی دیگران و مکاشفاتی که در ذهنش از آنچه هست و آنچه می توانست باشد شکل گرفته، از دیدگاه بیرونی توصیف می شود.
تحریرهایی موجز از کتاب جایی که هستم
یاد گرفتم که هرگز تشویق نشوم و انتظار تسلی از کسی نداشته باشم. به تو ربط داشت، خیلی هم به تو ربط داشت، همان طور که حالا به تو مربوط است، همان طور حالا که خفته در گورت هستی به تو مربوط است. بنابراین حتی امروز که در این گور سرد خفته ای نمی بخشمت، تو را نمی بخشم چون هرگز به نفع من مداخله ای نکردی، برای این که از من حمایت نکردی؛ برای این که از نقش محافظ بودنت صرف نظر کردی و خود را قربانی محیط طوفانی خانه کردی.
صبح، بعد از صبحانه، از سنگ قبر مرمرینی که به سوی دیوار بلند خیابان خم شده است، می گذرم. هنوز پس از سال ها این متوفی را نمی شناسم اما نام و نام خانوداگی اش را می دانم. روز و ماه و تولد درگذشتش را هم می دانم. این مرد دو روز پس از روز تولدش درگذشته است. در فوریه. باید در تصادف موتور سیکلت یا دوچرخه جانش را از دست داده باشد، یا وقتی شب هنگام با حواس پرتی قدم می زده، تصادف کار او را ساخته است. در چهل و چهار سالگی جانش را از دست داده است. دلم برایش می سوزد. تصور می کنم درست همین جا، در این پیاده رو، کنار دیواری که گیاهان فراموش شده بر آن جوانه زده اند، سنگ قبری درست زیر پای رهگذران وجود دارد. خیابان پیچ در پیچ است و سربالایی نسبتا خطرناکی دارد. پیاده روی امنی نیست و ریشه های درختان بر سطح آن دیده می شوند. قسمتی از سنگ فرش به دلیل وجود همین ریشه ها صعب العبور شده است. به همین دلیل حتی من نیز ترجیح می دهم از خیابان عبور کنم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.