جابر می گفت
Jaber Migoft
نویسنده کتاب
میثم فرهمندیان
ناشر کتاب
انتشارات ورا
مترجم کتاب
ویژگی های جابر می گفت
| کد کتاب : | 18046 |
|
شابک : |
978-6008984061 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
96 |
|
سال انتشار شمسی : |
1397 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
9 آبان |
9,500 تومان
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی جابر می گفت
معرفی جابر می گفت
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب جابر می گفت
«چرخید و نیم تنۀ پهن اش را جلو انداخت. پیرمرد پشت سرم بود. دستم روی سینۀ غلام تکیه بود تا جلوتر نیاید. پیرمرد یک نفس فحش می داد. مشت سنگین غلام از کنار صورتم زوزه کشید و بر صورتش نشست. پیرمرد ساکت شد. صورت اش را با کف دست پوشانده بود. پرت شده بود وسط جاده و هنوز سعی داشت فحش بدهد. غلام را هل دادم تا دور شود اما تکان نمی خورد. پیرمرد سعی کرد بلند شود. دست بر زمین تکیه داده بود و خون از بینی و دهانش بر زمین خیس جاده شرره می کرد. در آب باران مانده در چالۀ جاده صورت لرزان و لهیده اش را می دید که خون از میان ریش های سفیدش جاری بود. ترس چشمانش را گشاد کرده بود. دست زیر بازویش انداختم تا بلندش کنم. برگشت و دستم را پس زد. دوباره شروع کرد آرام و زیرلب فحش دادن. جاده تا دوردست ها خلوت بود. دشت خیس بوی باران و خاک تازه آب خورده می داد. غلام برگشت که ضربۀ دیگری به پیرمرد بزند. جلویش در آمدم و چند بار هل اش دادم تا دست از سر پیرمرد بیچاره بردارد.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.