تریسترام شندی
The Life and Opinions of Tristram Shandy, Gentleman
نویسنده کتاب
لارنس استرن
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
ابراهیم یونسی
ویژگی های تریسترام شندی
| کد کتاب : | 465 |
|
مترجم : |
ابراهیم یونسی |
|
شابک : |
978-964-351-551-5 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
674 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1759 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
7 شهریور |
515,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی تریسترام شندی
معرفی تریسترام شندی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
این شاهکار با ارائه ی طنزی گزنده و هجوی پرمایه، به سختی در طبقه بندی خاصی قرار می گیرد. شیوه ی روایی غیرخطی و درخشان این اثر، داستان تولد و زندگی قهرمان نگون بخت رمان یعنی تریستام شندی، فلسفه ی عجیب پدرش، والتر، عشق بازی ها و علایق عمو توبی و ماجراهای متنوع شخصیت هایی دیگر را در هم تنیده است. زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی با زیبایی و مهارت تمام، گستره ی بی پایان دنیای داستان سرایی را به تصویر می کشد اما همزمان، بسیار بی پرده و رک، محدودیت های آن را نیز به مخاطبین نشان می دهد.
تحریرهایی موجز از کتاب تریسترام شندی
Sterne was the greatest impressionist of his time.
استرن، بزرگترین امپرسیونیست زمانه اش بود.
Joseph Conrad
The most hilarious ride one can hope for in the world of English literature.
خنده دارترین و مفرح ترین سفری که می توان در دنیای ادبیات انگلیسی داشت.
Reading Design
It caused delight and consternation when it first appeared and has lost little of its original bite.
این اثر در زمان اولین انتشار، باعث بحت و حیرت مخاطبین شد و گزندگی همان زمان را حفظ کرده است.
guardian
خلاصه های کوتاه از کتاب تریسترام شندی
هرگز هیچ اهدا کننده ی بینوایی به اهدائیه ی خود امیدی کمتر از این اهدائیه نداشته است؛ زیرا در گوشه ی پرت افتاده ای از مملکت و در خانه ای گالیپوش نگارش یافته است، جایی که من زندگی می کنم و مدام می کوشم با خنده و نشاط از ناتوانایی های ناتندرستی و سایر مصائب زندگی جلو بگیرم، زیرا اعتقاد راسخ دارم که آدمی، هربار که لبخند به لب می آورد و [ از این بیشتر] هرگاه که می خندد، چیزی بر این بازمانده ی زندگی می افزاید.
من در این مردی که به او احترام می گذارم، و در این شوخی ها، کمترین شائبه ی بدنیتی و بدخواهی نمی بینم؛ من معتقدم که این مطایبات از روی صفای دل است. اما دوست عزیز، تو متوجه این نکته باش که مردم ابله قادر به ادراک چنین چیزی نیستند و مردم نابکار تمایلی به ادراک چنین چیزی ندارند و تو خودت می دانی که تحریک یکی و سربه سر گذاشتن دیگری به چه معنا است. این ها وقتی برای دفاع مشترک همدست شدند، یقین داشته باش چنان جنگی علیه تو راه بیندازند که تو را قلبا از از این جریان، حتی از زندگی بیزار کند.
اگر چیزی علیه شان بگویم نابود می شوم، و میلی به این کار ندارم. تازه اگر هم میلی داشتم جرأت نمی کردم از ترس جانم به این موضوع بپردازم. با این اعصاب و این روحیه ی ضعیف و با وضعی که در حال حاضر دارم به بهای جانم تمام خواهد شد، اگر بخواهم خودم را با پرداختن به چنین موضوع غم انگیز و حزن آوری دچار غم و افسردگی کنم. بنابراین به سلامت نزدیک تر است که پرده ای در میانه بکشم و به شتاب از آن بگذرم و با سرعتی که می توانم به نکته ی اصلی و اساسی ای بپردازم که در نظر داشتم روشن کنم- و آن این که چطور شده است که به قول شما مردمی که کمترین خرد را دارند، گفته می شود واجد بیشترین تشخیص اند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.