نویسنده کتاب

داوود امیریان

ناشر کتاب

انتشارات کتابستان معرفت

مترجم کتاب

ویژگی های ترکش ولگرد
















کد کتاب : 11731

شابک
:

9786008460534

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

208

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

2018

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

31


:

145,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی ترکش ولگرد

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «ترکش ولگرد» نوشته «داوود امیریان» رمانی راجع به جنگ است. اثری داستانی که با بیانی آمیخته به طنز و نیش انتقاد روایت اصلی داستان خود را دفاع از سرزمین قرار داده است. او در حالی که داستان خود را به واسطه شخصیت های جالب توجه و کنش های متعدد پیش می برد، به نسل جدید تصاویر بعضا دقیقی از جنگ را در اختیارشان می گذارد.

این بیان طنزآمیز امیریان در کتاب ترکش ولگرد به سیاهی و شقاوت جنگ خصوصیتی گروتسک وار داده است که در جای خود قابل ستایش است. عملا در مواجهه با این رمان ما از همان صفحات ابتدایی متوجه خلاقیت او در داستان سرایی خواهیم شد. خلاقیتی که باعث شده است او اثری متفاوت نسبت به دیگر آثار منتشر شده در این ژانر ارائه دهد.

داوود امیریان که امروزه به عنوان نویسنده ای پرکار و شناخته شده به حساب می آید در سالهای اخیر توانسته جوایز زیادی را از آن خود کند و علاوه بر منتقدین، نظر مخاطبان را به خود جلب کند. کارهای داستانی او حیطه ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات طنز آمیز، زندگی نامه نویسی و خاطره نویسی را شامل می شود. در آخر باید گفت چاپ پنجم این کتاب در سال 1399 توسط انتشارات کتابستان معرفت به بازار کتاب روانه شده است.

تحریرهایی موجز از کتاب ترکش ولگرد

بله. این طوری بود که آقاقندعلی و دوست صمیمی اش «آقامراد» معرف من شدند و من رفتم جبهه. اما دست روزگار، بازی دیگری برای من تدارک
دیده بود. سال ها بعد که من جوانی متین و سر به راه شده بودم، به همراه پدر و مادرم بار دیگر مزاحم آقاقندعلی شدم؛ اما این بار می خواستم مرا به غلامی قبول کند و دامادش بشوم. حالا شما فکرش را بکنید که در جلسه خواستگاری چه گذشت؟

چندتا از دوستانم سر رسیدند. حالا ما هفت هشت نفر
بودیم و او یکی، اما مگر زورمان می رسید! مثل
شیرهای گرسنه ای که به یک گاومیش حمله می کنند،
از سروکله اش آویزان شدیم و زدیمش. من که دل
پرخونی از او داشتم، فقط گوشش را گاز می گرفتم و تند تند به دماغ خرطوم مانندش چنگ می زدم. اما او با یک حرکت ما را تاراند. دست انداخت و نوک سلاحش را گرفت و با قنداقش افتاد به جانمان
انگاری نظام بی رحمی بود که به جان چند دانش آموز
درس نخوان و شلوغ افتاده. حالا ما پیچ و تاب می خوردیم و گریه کنان خدا را صدا می زدیم و او میزد.

خلاصه های کوتاه از کتاب ترکش ولگرد

محصولات مرتبط با ترکش ولگرد

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ترکش ولگرد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما