بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
selected stories
نویسنده کتاب
گابریل گارسیا مارکز
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
احمد گلشیری
ویژگی های بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
| کد کتاب : | 3050 |
|
مترجم : |
احمد گلشیری |
|
شابک : |
9789643512026 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
535 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
17 |
|
: |
27 آبان |
425,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
معرفی بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان ها و مضمون آن ها به شرح زیر است:
۱-بعد از ظهر باشکوه بالتاسار: در مورد مردی که زیباترین قفس دنیا را ساخته است.
۲-تشییع جنازه مادر بزرگ: داستان در مورد روزهای آخر زندگی زنی است که رئیس قبیله ای مادر سالار است.
۳-کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد: سرهنگی که ۱۵ سال منتظر نامه دریافت مستمری خود است.
۴-تسلیم سوم: پسری که مرده اما مادرش جسم او را زنده نگه داشته است.
۵-روی دیگر مرگ: پسری که به مرگ برادر دوقلویش فکر می کند.
۶-اوا درون گربه خود: زنی که از زیباییش عذاب می کشد.
۷-اندوه سه خوابگرد: زنی منزوی درون یک خانه که تصمیم می گیرد از جایش تکان نخورد.
۸-زنی که ساعت ۶ می آمد: در مورد زنی که هر روز ساعت ۶ به کافه ای می رود که کافه دار عاشقش است.
۹-چشم های سگ آبی رنگ: دختر و پسری که هر شب به خواب هم می روند.
۱۰- کسی این گل سرخ ها را به هم ریخته: در مورد روحی که هنوز در این دنیا باقی مانده است.
۱۱- شب تلیله ها: ۳ نفری که تلیله ها چشمشان را درآورده اند.
۱۲- زیباترین غریق جهان: مرد غرق شده ای که آب او را به یک روستا می آورد.
۱۳- پیرمرد فرتوت با بال های عظیم: فرشته ای که به درون آدمیان آمده است.
۱۴- بلاکامان نیک جادو جنبل کار: ۲ مرد اهل جادو.
۱۵- آخرین سفر کشتی اشباح: پسری که همیشه در ماه مارس یک کشتی سیاه بزرگ را می بیند اما کسی حرفش را قبول نمی کند.
۱۶- مرگ مدام در فراسوی عشق : مردی که چند ماه مانده به پایان زندگی اش با یک دختر زیبا برخورد می کند.
۱۷- رد خون توی برف: یک زوج جوان پولدار در سفر ماه عسل.
۱۸- نور مثل آب است: ۲ برادری که به جای جایزه مدرسه خواستار قایق و لوازم غواصی هستند.
۱۹- فقط اومدم یک تلفن بکنم: زنی که به یک تیمارستان می رود تا به شوهرش زنگ بزند و تاخیر خود را اعلام کند.
۲۰- سفر خوش آقای رئیس جمهور.
۲۱- ماریا دوس پراسه رس: زنی که تدارک تشییع جنازه اش را می بیند.
۲۲- رویاهایم را می فروشم: زنی که خواب واقعی می بیند.
۲۳- ارواح ماه اوت: خانه ای که گفته می شود پر از ارواح است.
۲۴- قدیس: مردی که قصد دارد ثابت کند دختر مرحومش یک قدیس است.
۲۵- ترامونات: باد مرگ زا.
۲۶- زیبای خفته در هواپیما.
۲۷- وقتی باد بدبختی بوزد: دختری که مادربزرگش به خاطر بدهی اش او را مجبور به همخوابی با همه مردها می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
سرهنگ در قوطی قهوه را برداشت، تنها یک قاشق کوچک قهوه به جا مانده بود. قهوه جوش را از روی اجاق بلند کرد، نیمی از آب آن را روی کف
خاکی اتاق ریخت و با چاقو ته قوطی را تراشید و آخرین ذره های قهوه را مخلوط با زنگ زاگی طاتوی فهوه جوش خالی کرد.
به انتظار جوش آمدن قهوه کنار بخاری سنگی نشسته بود و باحالی آمیخته به دلگرمی و ساده دلی احساس می کرد که در وجودش انگار قارچ
و زنبق سمی ریشه می دواند. ماه اکتبر رسیده بود و صبح دشواری را می بایست بگذراند، حتی برای آدمی مثل او که صبح های زیادی را مثل این
روز صبح از سر گذرانده بود. تقریبا شصت سالی می شد، از پایان جنگ داخلی، که کارش تنها این بود که انتظار بکشد.
زنش او را دید که فنجان قهوه به دست، پا به اتاق خواب گذاشت، پشه بند را کنار زد. شب پیش باز دچار حمله آسم شده بود و حالا خواب آلود بود اما بلند شد نشست تا فنجان را بگیرد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.