بلندی های بادگیر
Wuthering Heights
نویسنده کتاب
امیلی برونته
ناشر کتاب
انتشارات نشر نی
مترجم کتاب
رضا رضایی
ویژگی های بلندی های بادگیر
| کد کتاب : | 14117 |
|
مترجم : |
رضا رضایی |
|
شابک : |
978-9641851813 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
438 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1847 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
24 |
|
: |
17 شهریور |
260,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی بلندی های بادگیر
معرفی بلندی های بادگیر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
اتفاقات داستان، پر از آشوب و گهگاهی خشونت آمیز هستند، اما ساختار پیچیده، توصیفات هنرمندانه از شخصیت ها و تخیلات و تصویرسازی های شاعرانه ، این اثر را به رمانی منحصربه فرد و شاهکاری در طول تاریخ ادبیات انگلیس بدل کرده است. کتاب بلندی های بادگیر، به خاطر به تصویر کشیدن پیچیدگی ها و آشفتگی های ذهنی شخصیت ها و نقد هنجارها و ارزش های جامعه ی ویکتوریایی با توجهی ویژه به مسائلی چون تزویر در دین، اخلاقیات، طبقه های اجتماعی و برابری جنسیتی، تأثیر شگرفی بر اذهان عمومی گذاشت.
تحریرهایی موجز از کتاب بلندی های بادگیر
A tempestuous and untamed romance.
داستان عاشقانه ای پرتلاطم و طوفانی.
Barnes & Noble
One of the pinnacles of 19th century English literature.
یکی از قله های ادبیات انگلیس در قرن نوزدهم.
Amazon
It is as if Emily Brontë could tear up all that we know human beings by, and fill these unrecognizable transparencies with such a gust of life that they transcend reality.
انگار که امیلی برونته می توانست تمام چیزهایی که با آن ها، انسان را می شناسیم از هم بگسلد و این خلاءهای ناشناخته را با چنان نیرویی از زندگی پر کند که حقیقتی والاتر شکل بگیرد.
Virginia Woolf
خلاصه های کوتاه از کتاب بلندی های بادگیر
الان برایم کسر شأن است که با هیث کلیف ازدواج کنم؛ او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.
همین الان از دیدن صاحب خانه ام برگشته ام. مرد گوشه گیری که باعث زحمتم خواهد شد. محلی که در آن اقامت کرده ام دهکده ای بسیار زیباست و برای آدمی مثل من که از مرگ می گریزد، جایی چون بهشت است. آقای هیث کلیف و من چه خوب می توانیم با هم کنار بیاییم! او دوست بزرگواری است که وقتی مرا سوار بر اسب دید که به طرفش می روم، نگاه مشکوکی به من انداخت.
من قلبت را نشکسته ام، خودت آن را شکسته ای؛ و با شکستنش، قلب من را نیز شکسته ای.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.