بانوی پستچی

The Postmistress

نویسنده کتاب

سارا بلیک

ناشر کتاب

انتشارات کتاب کوله پشتی

مترجم کتاب

سحر جراحی

ویژگی های بانوی پستچی

















کد کتاب : 15881

مترجم
:


سحر جراحی



شابک
:

978-6008211778

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

376

سال انتشار شمسی
:

1400

سال انتشار میلادی
:

2009

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

3


:

65,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بانوی پستچی

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «بانوی پستچی» رمانی نوشته ی «سارا بلیک» است که اولین بار در سال 2009 منتشر شد. زنی پستچی، مجرد و چهل ساله به نام «آیریس جیمز» و نوعروسی به نام «اما تراسک» هر دو به تازگی به شهر «فرانکلین» در ایالت «ماساچوست» آمده اند. «آیریس» و «اما» همزمان با رسیدن به زندگی روزمره ی خود، از طریق رادیو به گزارش های خبرنگاری آمریکایی به نام «فرنکی بارد» درباره بمباران لندن و سایر مناطق در اروپا گوش می دهند. در حالی که «اما» منتظر بازگشت همسرش است، «آیریس» نامه ای با اطلاعات مهم را پیدا می کند و تصمیم می گیرد آن را پنهان نگه دارد. «سارا بلیک» با شخصیت پردازی و پیرنگی استادانه، تصویری از دو جهان متفاوت را می آفریند و به شکل همزمان، توجه مخاطبین را به مسائلی مهم و پیچیده جلب می کند—از جمله اهمیت حقیقت، و گفتن آن در زمان جنگ.

تحریرهایی موجز از کتاب بانوی پستچی

A captivating tale of two worlds shattered.

داستانی مسحورکننده درباره دو دنیای در هم شکسته.

Barnes & Noble

Ms. Blake writes powerfully about the fragility of life.

خانم «بلیک» به شکلی تأثیرگذار درباره شکنندگی زندگی می نویسد.

New York Times

A stunning, heartbreaking novel.

رمانی خیره کننده و غم انگیز.

Entertainment Weekly

خلاصه های کوتاه از کتاب بانوی پستچی

«اما» دلش می خواست به عقب برگردد، ولی نمی شد. وقت نبود. آسمان عمیق به نظر می رسید. از آن صبح هایی بود که هوا گرم تر بود. گاهی این اتفاق می افتاد. انگار ماه می به آرامی در این صبح ژانویه پا گذاشته بود. هیچ بادی نمی وزید. آن ها زیر آسمان ساکت صبحگاهی، پیاده می رفتند و «اما» فکر کرد که کاش می توانست زمان را میان دستانش کش بیاورد.

هزاران جنازه در قلب لندن روی هم تلنبار شده بودند، ولی از آغاز سال، «هیتلر» اعصاب لندن را به بازی گرفته بود. در ژانویه، سه شب پشت سر هم، آنجا را بمباران کرده بود و بعد به مدت یک هفته هیچ خبری نبود و دوباره بمبارانی شدیدتر، و دوباره هیچ. دوباره یک روز در مارس و بعد دوباره برای مدتی خبری نبود-به اندازه ای که زنبق ها گل بدهند و علف های کنار رودخانه ی «تیمز» برویند.

و از آن پس، خاطره ی آن شب ها همیشه با مردم بود؛ سریع قدم برمی داشتند و حواسشان دائم به آسمان بود. آیا امشب دوباره می آیند؟ یا دیگر تمام شده؟ هیچ وقت نمی توانستند حدس بزنند. با لباس و آماده ی فرار، به رختخواب می رفتند.

محصولات مرتبط با بانوی پستچی

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بانوی پستچی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما