بانوان ماه

Celestial Bodies

نویسنده کتاب

جوخه الحارثی

ناشر کتاب

انتشارات کتاب کوله پشتی

مترجم کتاب

محمد حزبایی زاده

ویژگی های بانوان ماه

















کد کتاب : 40671

مترجم
:


محمد حزبایی زاده



شابک
:

978-6004613569

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

176

سال انتشار شمسی
:

1399

سال انتشار میلادی
:

2010

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

6


:

8 آبان

27,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بانوان ماه

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

در روستای العوفی در عمان ، با سه خواهر روبرو می شویم: مایا ، که پس از یک شکست عاطفی با عبدالله ازدواج می کند. اسما ، که با احساس وظیفه ازدواج می کند. و خاولا ، که در حالی که منتظر معشوق خود است که به کانادا مهاجرت کرده ، همه پیشنهادات را رد می کند. این سه زن و خانواده هایشان شاهد تکامل عمان از یک جامعه سنتی برده دار به سمت یک کشور امروزی هستند. کتاب «دختران ماه» زندگی این سه زن را شرح می دهد و علاوه بر آن نگاهی به تحولات اجتماعی و سیاسی عمان نیز دارد. این امر اهمیت این اثر داستانی را نشان می دهد که توانسته است از خلال روابط عاطفی سه زن، ما را با یک نظام رو به پیشرفت آشنا کند. روایت های موجود در این کتاب به گونه ای مدون شده اند که تا آخر جذابیت خود را حفظ می کند و خواننده تا انتها نمی تواند حدس بزند چه بر سر شخصیت ها خواهد آمد یا حتی چه بر سر عمان خواهد آمد.
این کتاب ما را به یک مکان غیرمعمول می کشاند: روستایی در عمان در حاشیه مسقط پایتخت. این داستان از یک خانواده و تعدادی دیگر از شخصیت های اطراف آن ، از پس از جنگ جهانی دوم تا کم و بیش دهه 2000 را روایت می کند. شخصیت های متعدد با قدرت طراحی شده اند و داستان گذار از جهان باستان به مدرنیته در کشوری که زندگی می کنند نیز جذاب است.

تحریرهایی موجز از کتاب بانوان ماه

چند ماه بعد وقتی حامله شد تنها آرزویش این بود که مثل مادرش آسوده و راحت وضع حمل کند. یادش آمد مادرش چگونه از تولد خود مایا تعریف می کرد:

توی حیاط دنبال جوجه می دویدم. عمو برای ناهار سرزده به خانهٔ ما آمده بود. ناگهان دردم گرفت، درد زایمان. آن قدر درد داشتم که همان جا توی حیاط به زمین افتادم. نمی توانستم تکان بخورم. پدرت رفت و قابله را خبر کرد. سبیکه تا چشمش به من افتاد گفت:

– وقتش رسیده.

مرا برد توی اتاق. هیچ کاری از دستم برنمی آمد. در را بست. از من خواست بلند شوم. روی پاهایم بایستم. بعد گفت دو دستم را بلند کنم. آن قدر که به تیر بالای دیوار برسد. من هم همهٔ تلاشم را کردم. تیر را گرفتم. پاهایم از هم در رفت. سبیکه داد زد خدایا به این زن رحم کن. خجالت بکش. دختر شیخ مسعود باید خوابیده وضع حمل کنه؟ چون آن قدر ضعیفه که نمی تونه ایستاده وضع حمل کنه؟

من ایستادم. تیر روی دیوار را هم چنان توی دستم گرفتم. تا تو از بدنم بیرون افتادی. افتادی توی شلوارم. آنوقت ها شلوارهای ما گشاد بود و برای افتادن بچه جا داشت. تو تقریبا مرده به دنیا آمدی. اگر سبیکه دست های مرا به زور از تیر جدا نمی کرد و تو را به زور بیرون نکشیده بود مرده بودی. آن بند نافی که به دور گردنت افتاده بود تو را خفه می کرد. به خدا حتی یک بار هم پیش دکتر نرفته بودم. اصلا و ابدا. اصلا. احدی بدن مرا ندیده بود. این روزها زن ها در «مسقد» به مریض خانه می روند. این زن های هندی و این دخترای مسیحی همه جای بدن شما را می بینند. واله مایا، من تو، خواهرات و برادرات رو به دنیا آوردم. ذره ای آخ نگفتم. خدا خیرت بده سبیکه. من دو تا دستم را محکم به تیر روی دیوار گرفته بودم و سبیکه داد می زد:

– ای عزیزم! اگر یک داد زدی، نزدی ها! همهٔ زن ها بچه را از بدنشان بیرون می آورند. چه خبرته رسوایی به پا می کنی؟ گریه می کنی؟ دختر شیخ و رسوایی؟

من که حرفی نزدم. شکایتی هم نکردم.

این روزها زن ها به پشت می خوابند و وضع حمل می کنند. شوهرشان از آن طرف مریض خانه صدای جیغ و فریاد آن ها را می شنود. دیگه تو دنیا شرم و حیایی نمونده.

مایا وقتی شکمش حسابی بزرگ شد به طوری که نمی توانست بخوابد به پسر سلیمان بازرگان گفت:

– بشین و گوش کن. من این جا با حضور این همه شلوغی و قابله بچه را به دنیا نمی آورم. مرا ببر «مسقد».

علی حرف او را قطع کرد.

– هزار بار بهت گفتم اسم این شهر مسقطه نه «مسقد».

مایا. انگار که اصلا حرف علی را نشنیده است، به حرف هایش ادامه داد:

– می خوام بچه ام تو مریضخونهٔ سعاده به دنیا بیاد.

– می خوای بچهٔ من به دست این مسیحی ها به دنیا بیاد؟

خلاصه های کوتاه از کتاب بانوان ماه

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بانوان ماه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما