نویسنده کتاب

ویلیام سامرست موآم

ناشر کتاب

انتشارات فرزان روز

مترجم کتاب

شهرزاد بیات موحد

ویژگی های بادبادک

















کد کتاب : 1966

مترجم
:


شهرزاد بیات موحد



شابک
:

978-964-321-291-9

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

164

سال انتشار شمسی
:

1399

سال انتشار میلادی
:

1963

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

5


:

30,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بادبادک

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب بادبادک، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی ویلیام سامرست موآم است که نخستین بار در سال 1963 وارد بازار نشر شد. اگرچه موآم به خاطر خلق رمان ها و نمایشنامه های خود نیز مورد ستایش قرار می گیرد، بسیاری از منتقدین بر این عقیده اند که او موفق شد در نوشتن داستان های کوتاه به نقطه ی اوج هنر خود دست یابد. بادبادک، یکی از داستان های این کتاب است که به علاقه ی وافر و دلبستگی مردی جوان به بادبادک بازی می پردازد. داستان های دیگر این مجموعه، تنوع جذاب و منحصر به فردی دارند: یک داستان جاسوسی در سوییس، یک داستان اشباح در اسپانیا، قصه ای درباره ی ماهیگیری ایتالیایی و داستان مردی که در روز ازدواج خود، از دختری فرار می کند که به خاطر ازدواج با او، شش هزار مایل مسافت را طی کرده است. موآم در کتاب بادبادک به شکلی هنرمندانه به شخصیت های خود جان می بخشد و مخاطبین را در دنیای آن ها غرق می کند.

تحریرهایی موجز از کتاب بادبادک

With wonderfully entertaining stories.

با داستان هایی که به شکل شگفت انگیزی سرگرم کننده هستند.

Barnes & Noble

A collection of some of Somerset Maugham’s finest stories.

مجموعه ای از برخی از بهترین داستان های موآم.

Goodreads

Some of the stories Maugham wrote are among the best in the language.

برخی از داستان های موآم، در زمره ی بهترین ها در زبان انگلیسی هستند.

Anthony Burgess

خلاصه های کوتاه از کتاب بادبادک

گاهی مواقع وقتی شانس به آدم روی می آورد، فکر نمی کند که همین موقعیت ممکن است باعث نابودی او شود.

گویی پیرمرد هیچ رودربایستی با او نداشت. پیرزن با پوزخندی به پیرمرد نگاه کرد و او با دهان بدون دندانش لبخندی زد. تماشای این دو نفر خیلی جالب بود. دو نفری که نیم قرن بود همدیگر را ندیده بودند. در سال های دور مرد به زن عشق ورزیده بود و زن عاشق کس دیگری شده بود. با خود گفتم: آیا آن ها احساس و حرف های آن دوران را به یاد دارند؟ آیا الان برای پیرمرد تعجب آور نبود که سال ها پیش به خاطر این پیرزن خانه ی پدری و ارث و میراث قانونی خود را رها کرده و رفته بود و سال های بسیاری را در غربت گذرانده بود.

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بادبادک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما