نویسنده کتاب

اوریپید

ناشر کتاب

انتشارات بیدگل

مترجم کتاب

غلامرضا شهبازی

ویژگی های اورستس

















کد کتاب : 45908

مترجم
:


غلامرضا شهبازی



شابک
:

978-6227554304

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

146

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

-408

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

2


:

6 آذر

133,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی اورستس

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

طبق توصیه خدای آپولون، اورستس مادرش کلیتمنسترا را به قتل رساند تا انتقام مرگ پدرش آگاممنون را به دست او بگیرد. علی‌رغم پیش‌گویی اولیه آپولو، اورستس خود را در عذاب ارینی‌ها یا خشم‌ها به خاطر گناه خونی ناشی از مادرکشی‌اش می‌بیند. تنها کسی که می تواند اورستس را از جنونش آرام کند، خواهرش الکترا است. برای پیچیده تر کردن مسائل، یک جناح سیاسی پیشرو در آرگوس می خواهد اورستس را به خاطر قتل به قتل برساند. تنها امید اورستس برای نجات جانش در عمویش منلائوس نهفته است که پس از گذراندن ده سال در تروا و چندین سال دیگر برای جمع آوری ثروت در مصر با هلن بازگشته است. در گاه‌شماری وقایع پس از اورست، این نمایشنامه پس از وقایع نمایشنامه‌هایی مانند الکترا اثر اوریپید و سوفوکل یا حاملان آزادی اثر آیسخولوس و قبل از رویدادهایی که در نمایشنامه‌هایی مانند آندروماش نوشته اوریپید وجود دارد اتفاق می‌افتد. اورست نسخه بسیار متفاوتی از این اسطوره را ارائه می دهد که توسط آیسخولوس نیز به تصویر کشیده شده است.

نمایشنامۀ اورستس که در سال 408 پیش از میلاد بر صحنه رفت، رویدادهای پس از مادرکشی اورستس، پسر آگاممنون و برادر الکترا را بازگو می‌کند.

تحریرهایی موجز از کتاب اورستس

ورستس: آه، خواب شیرین و مسحورکننده! درمان ناخوشی!
چه خوب که نزد من آمدی.
تشنۀ این خواب بودم. بهنگام آمدی ای خواب.
آه! بانوی متبرک الاهۀ فراموشی! الاهه ای که درد را می کشد.
خواب نازنین، تو چه الاهۀ خردمندی هستی!
تو نخستین الاهه ای هستی که جان های دردمند از او یاری می خواهند!
اما… الکترا، من اینجا چه می کنم؟ پیش از  این کجا بودم؟ چگونه بدین جا آمدم؟
چیزی به یاد ندارم. همه چیز را فراموش کرده ام.
الکترا: برادر نازنین!
چقدر شاد شدم آن گاه که دیدم تو به خواب رفته ای!
می خواهی یاری ات کنم بنشینی؟
اورستس: آری، آری. یاری ام کن برخیزم. دستت را به من بده.
آه! اکنون این کف چرک آلود را از دهان و چشم هایم بزدا.
الکترا با دستمالی این کار را می کند.

خلاصه های کوتاه از کتاب اورستس

محصولات مرتبط با اورستس

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اورستس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما