الفبای خانواده
Family Sayings
نویسنده کتاب
ناتالیا گینزبورگ
ناشر کتاب
انتشارات کتاب خورشید
مترجم کتاب
فیروزه مهاجر
ویژگی های الفبای خانواده
| کد کتاب : | 1639 |
|
مترجم : |
فیروزه مهاجر |
|
شابک : |
978-964-7081-96-2 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
261 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
1963 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
— |
90,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی الفبای خانواده
معرفی الفبای خانواده
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در این رمان به یاد ماندنی، خانواده ای ایتالیایی با همه ی روتین ها، عادات، دیوانگی ها، تکه کلام های مخصوص و داستان های تلخ و شیرین خود جان می یابند. پدر خانواده، گیسپه لوی نام دارد که دانشمند است و با کار خود زندگی می کند. گیسپه یهودی است و همسری کاتولیک به نام لیدیا دارد؛ البته هیچ کدامشان مذهبی نیستند. آن ها در شهر صنعتی تورین زندگی می کنند و با گذشت سال ها، شاهد این هستند که فرزندانشان، نگرش مختص به خود را درباره ی پزشکی، ازدواج، ادبیات و سیاست پیدا کرده اند. کتاب الفبای خانواده همچنین به اوضاع و احوال ایتالیای تحت حکومت موسولینی نیز می پردازد. لوی ها، به شکلی سرسختانه ضدفاشیسم هستند و همین موضوع، مشکلاتی را بر سر راهشان به وجود خواهد آورد.
تحریرهایی موجز از کتاب الفبای خانواده
A masterpiece of European literature.
شاهکاری از ادبیات اروپا.
Barnes & Noble
Ginzburg’s engrossing autobiographical novel.
رمان خودزندگی نامه ای جذاب گینزبورگ.
Publishers Weekly
A glowing light of modern Italian literature.
پرتویی درخشان از ادبیات مدرن ایتالیا.
The New York Times Book Review
خلاصه های کوتاه از کتاب الفبای خانواده
مادرم می خواند؛ و پدرم که در اتاق کارش به مطالعه مشغول بود، گاه به گاه در آستانه ی در اتاق ناهارخوری، مظنون، اخم آلود و پیپ در دست ظاهر می شد: «همیشه به جفنگ گویی! همیشه به مطرب بازی!» پدرم فقط حوصله مباحث علمی و سیاسی و صحبت راجع به برخی جا به جایی ها را که در دانشکده اتفاق می افتاد، داشت: وقتی پروفسوری به تورینو دعوت می شد، و به قول وی به ناحق، چون به نظرش «ابله» بود، یا وقتی یکی دیگر به تورینو خوانده نمی شد، باز هم به ناحق، چون بنا به قضاوت پدرم، شخصی بود «بسیار با ارزش». درباره ی مباحث علمی و درباره ی آنچه که در «دانشکده» اتفاق می افتاد، ما هیچ کدام در شرایطی نبودیم که حرف او را بفهمیم؛ اما او سر میز روزانه مادرم را چه از وضع «دانشکده» و چه از رویدادهای آزمایشگاهش با خبر می کرد.
ما در خانه، دائم گرفتار بختک بداخلاقی های پدرم بودیم، که ناگهان و به شدت و اغلب با انگیزه های ناچیز منفجر می شد، برای یک جفت کفش که پیدایش نبود، برای کتابی که سرجایش نبود، برای لامپی سوخته، برای اندکی تأخیر در آوردن غذا، یا برای غذایی که زیاد پخته بود.
برای پدر من کثافت کاری کردن و گند زدن شامل نقاشی های مدرن هم می شد که طاقت تحملشان را نداشت. می گفت: «شماها بلد نیستید سر میز غذا بنشینید، نمی شود جلوی چهارتا آدم حسابی بردتان!» و می گفت: «شماها که این قدر کثافت کاری می کنید، اگر سر یک میز در انگلستان نشسته بودید، می انداختندتان بیرون!» برای انگلستان اهمیت بسیاری قائل بود. معتقد بود که در تمام دنیا انگلستان بهترین نمونه ی تمدن است! رسمش این بود سر میز غذا درباره آدم هایی که در طول روز دیده بود، اظهار نظر کند. در قضاوت بسیار بی رحم بود و به همه می گفت احمق. در زبان پدرم احمق می شد «ابله».

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.