از ما بهتران
Az Ma Behtaran
نویسنده کتاب
محمد محمدعلی
ناشر کتاب
انتشارات کتابسرای تندیس
مترجم کتاب
ویژگی های از ما بهتران
| کد کتاب : | 18367 |
|
شابک : |
978-9648944853 |
|
قطع : |
جیبی |
|
تعداد صفحه : |
152 |
|
سال انتشار شمسی : |
1392 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
23 خرداد |
5,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
معرفی از ما بهتران
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
محمدعلی بیش از یک سال در روستایی سکونت داشت و معاشرت با بومیان آن منطقه موجب شد تا او به درک مناسبی از فرهنگ و باورهای سنتی آنان برسد. البته در نگارش کتاب نویسنده سعی کرده است که باورهای منطقهای را کمرنگ کند و بیشتر از باورهای بومی، از باورهای عامی سخن بگوید تا فضای کلی کشور را به نمایش بگذارد. او توانسته جامعهی جنزده ایرانی را به خوبی در قالب داستانهای کوتاه به تصویر بکشد.
محمدعلی دربارهی علت نگارش کتابی دربارهی اجنه در مصاحبهای گفته است: «من جای خالی این موجودات را در ادبیات داستانی دیدم. از طرفی خودم با داستانهای این موجودات بزرگ شدهام. شوهرخالهای داشتم که نوازندهی ویولون بود و علاقهی زیادی به جمعآوری عتیقهجات داشت. من هم علاقهی زیادی به این پیرمرد داشتم. امیدوارم که من غرق آن حال و هوا شوم و بتوانم خاطره او را خوب تعریف کنم. من به خانهی او میرفتم، او ساز میزد و به من میگفت: «محمد میبینی عروسی اجنه رو؟» من هم دل به دل او میدادم و میپرسیدم: «اون که بغل عروسه کیه؟» و او جواب میداد: « خب اون مادرشه.» آنوقت میپرسیدم: «خب اینها دارن چیکار میکنن؟» و او در جواب من میگفت: «حالا بذار یه خرده ساز بزنم.» شروع میکرد به نواختن سازش و من غرق در حال و هوای عروسی میشدم. شوهرخالهام میپرسید: «میبینی پاشنههاشون رو؟ میبینی سم دارند؟» من در جواب او میپرسیدم که چرا پاشنهی آنها سیاه است و او جوابی میداد و این سوال و جوابها تا وقتی که در کنار او بودم، ادامه داشت. غیر از شوهرخالهام، خالهی پدرم هم زیاد از اجنه میگفت و قصههای آنها را برای من تعریف میکرد. این خاطرات کودکی در کنار حوادث عجیب و غریبی که برای من اتفاق میافتاد، باعث شد مجموعه از ما بهتران را بنویسیم.»
تحریرهایی موجز از کتاب از ما بهتران
بله، اون ها توی این اتاق و توی این قلعه هم با ما هستن. اعمال و رفتار ما رو زیر نظر دارن. ولی به شما بگم که از «بسم الله» می ترسن. زعفر جنی یا جعفر جنی سرکرده شونه و همه به فرمان اویند. یک آقایی که خودش «پریسا» بود و با من هم بند بود، می گفت که زعفرجنی تا همین اواخر زنده بود. می گفت، خودش صدای اون رو شنیده که از جن و انس خداحافظی کرده. البته من به حرفاش اطمینان نداشتم و ندارم؛ ولی یادم می آد؛ با نشونی هایی که داد، همون شب، ماه گرفته بود و ساعتی بعد آسمون رعد و برق زد. گردبادی هم نزدیک همون قلعه و بند پدیدار شد که می توانست بزغاله چاق و چله ای رو به آسمان ببره؛ اما من باورم نمی شه که اون مرده باشه. مگه می شه که این همه جن رو بی سرپرست گذاشت و از دار دنیا رفت؟ می دونید، اون ها دم کوچکی دارن و مثل ما روی دو پا راه می روند، می خندن، گریه می کنن، جشن عروسی می گیرن و ..

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.