ارتفاع
Elevation
نویسنده کتاب
استیون کینگ
ناشر کتاب
انتشارات روزگار
مترجم کتاب
سعید دوج
ویژگی های ارتفاع
| کد کتاب : | 13500 |
|
مترجم : |
سعید دوج |
|
شابک : |
978-6222330057 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
141 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
2018 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
9 آبان |
95,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ارتفاع
معرفی ارتفاع
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آخرین داستان از استفن کینگ ، اسطوره ی داستان نویسی ، داستان خیره کننده و فوق العاده مهیج درمورد مردی است که مصیبت اسرارآمیزش یک شهر کوچک را کنار هم جمع می کند – یک داستان به موقع و خوش بین در مورد پیدا کردن نقطه ی مشترک با وجود اختلافات عمیق.
اگرچه به نظر نمی رسد که اسکات کری تفاوتی کرده باشد ، اما او به طور پیوسته وزن خود را از دست می دهد. چند مورد عجیب دیگر نیز وجود دارد. او با لباس هایش و بدون آنها وزن یکسانی دارد ، هر چقدر هم که آنها سنگین باشند. اسکات نمی خواهد مجبور به انجام کاری شود. او فقط می خواهد کس دیگری نیز این موضوع را بداند و به دکتر باب الیس اعتماد دارد.
در شهر کوچک کسل راک – محل وقوع بسیاری از داستانهای نمادین کینگ – اسکات درگیری ای کوچک – اما تشدید کننده – با همسایه هایش که دو زن هستند پیدا می کند که سگشان مرتبا مدفوع خود را روی چمن اسکات می ریزد. یکی از زنان دوستانه است؛ دیگری ، یخ و سرد. آنها هر دو در تلاش هستند رستوران جدیدی را راه اندازی کنند ، اما با مشکلاتی روبرو می شوند و اسکات سعی می کند…
از استیفن کینگ ، “با ارزش ترین منبع تجدید پذیر ما ، مانند شکسپیر در قابلیت انعطاف کارش”( گاردین) ، ارتفاع ،پادزاری برای فرهنگ تفرقه آمیز ما است ، با شکوه با نشاط و شادمانه و همراه کمی غم.
تحریرهایی موجز از کتاب ارتفاع
A slim book about an ordinary man in an extraordinary condition rising above hatred and learning to live with tact and dignity.
کتابی باریک در مورد یک مرد عادی در شرایطی غیرعادی که بر نفرتش غلبه می کند و یاد می گیرد که با عقل و نزاکت زندگی کند
Ron Charles, The Washington Post
This is not an offering to be missed. The master is at his impressive best here, and given a chance, it’s a societal story that could actually live up to its title
این پیشنهادی نیست که بتوانید بگذارید که از دستتان برود. استاد بهترین خود را در این اثر ارائه داده است. این یک داستان اجتماعی است که می تواند متناسب با عنوانش باشد
Tom Mayer, The Mountain Times
The kind of story you could inhale in a leisurely hour… rewarding and philosophically complex piece of work, offering both social critique and a meditation on how our different experiences shape our minds.
از آن نوع داستان هایی که می توانید با فراغ خاطر بخوانید… اثری ارزشمند و فلسفی، که نقدی اجتماعی و تعمق درباره ی اینکه چگونه تجربیات مختلف ذهن ما را شکل می هد ارائه می کند.
Josephine Livingstone, The New Republic
خلاصه های کوتاه از کتاب ارتفاع
آن هایی که ردیف های جلو بودند به نرمی حرکت کردند. دیردر با آن بلوز قرمز روشنش به سادگی قابل تشخیص بود. بقیه ی دوندگان با هم متراکم شده بودند، و شروع آن ها زیاد نرم نبود. یکی دو نفر افتادند و لازم شد آن ها را بلند کنند. تعدادی از مردان جوان که لباس دوچرخه سواری و کلاه های به پشت برگشته پوشیده بودند به «مایلی جکوبز» تنه زدند. اسکات بازوی او را گرفت و تعادل ش را حفظ کرد.
وقتی اسکات از خرید شیرینی برگشت، شروع به قدم زدن به سمت ورودی خانه کرد، بعد به سمت درخت نارون قرمز در حیاط جلوی خانه اش تغییرجهت داد. رنگ برگ ها تغییر کرده بودند، اما به لطف پاییز گرم هنوز بیشترشان مودبانه روی درخت در حال خش خش کردن بودند. پایین ترین شاخهٔ درخت شش فوت بالای سرش قرار داشت، و ظاهرش دعوت کننده به نظر می رسید. او کیسهٔ شیرینی را انداخت، دستانش را بلند کرد، زانوهایش را خم کرد، و پرید. او به سادگی شاخهٔ درخت را گرفت، کاری که یک سال قبل حتی نزدیک به انجام دادنش هم نمی شد. ماهیچه هایش هیچ از بین نرفته بودند؛ آن ها هنوز فکر می کردند می توانند مردی که وزنش 240 پوند بود راتحمل کنند.
الایس او را به اطاق پذیرایی راهنمایی کرد، جایی که پنجره بزرگ داشت که از آن زمین گلف شهر گسل راک دیده می شد، جایی که حالا او و همسرش در آن محدوده زندگی می کردند. دکتر باب گاهگاهی یک دست گلف بازی می کرد، اما بیشتر به تنیس چسبیده بود. همسر الایس بود که از بازی گلف لذت می برد، و اسکات فکر می کرد که شاید دلیل اینکه اوقاتشان در زمستان را در جای دیگری در فلوریدا که امکانات ورزشی مشابه داشت نمی گذراندند، و همینجا مانده بودند، همین باشد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.