ادگار آلن پو
داستان های کوتاه
edgar allan poe
نویسنده کتاب
ادگار آلن پو
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
پریسا سلیمان زاده
ویژگی های ادگار آلن پو
| کد کتاب : | 12372 |
|
مترجم : |
پریسا سلیمان زاده زیبا گنجی |
|
شابک : |
978-6003760684 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
367 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1840 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
8 آبان |
325,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ادگار آلن پو
معرفی ادگار آلن پو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در کتاب ادگار آلن پو 21 داستان کوتاه از ادگار آلن پو انتخاب شده و جمع آوری شده است. این داستان ها همگی مضمون اصلی داستان های آلن پو که همان سیاهی و کارآگاهی بودن آنهاست را دارند. داستان های این کتاب عبارتند از: گربه ی سیاه ، سوسک طلایی ،قصه ی هزارودوّم شهرزاد ،بالماسکه ی مرگ سرخ ، خمره ی آمونتیلادو ، روش دکتر قییر و پروفسور پرر ، نامه ی ربوده شده ، افسانه ی سکوت ، سقوط در گرداب مالستروم ، لیجیا ، قلب افشاگر ، قتل در خیابان مورگ ، سقوط خانه ی آشر ، میعاد ، چاه و آونگ ، قورباغه ی لنگ ، پیامی پیدا شده در یک بطری ، تصویر بیضی شکل ، تدفین پیش هنگام.
تحریرهایی موجز از کتاب ادگار آلن پو
داستان بس جنون آمیز و بس زشتی را که می خواهم بنویسم، نه انتظار دارم و نه می خواهم باورم کنید. چرا باید چنین توقعی داشته باشم؟ آخر حواس خود من هم از باور کردنش سر باز می زنند. با این حال دیوانه نیستم، و مطمئنم که خوابم نمی بینم. اما فردا خواهم مرد و امروز می خواهم روحم را سبک بار کنم. قصد دارم پاره ای از وقایع خانه ام را آشکارا، خلاصه وار و بدون دخل و تصرف برای جهانیان بازگو کنم.
خیلی زود از ازدواج کردم و خوشحال بودم که خلق و خوی من با همسرم همخوانی دارد، با دیدن علاقه ام به حیوانات دست آموز هیج فرصتی را از دست نداد و هر جا حیوانی دوست داشتنی دید، خرید، چند پرنده، تعدادی ماهی قرمز، یک سگ خوشگل، چندین خرگوش، یک میمون کوچولو و یک گربه داشتیم.
صبح که شد و عفلم سر جایش آمد- وقتی بخارات عیاشی شب قبل از سرم پرید – از جنایتی که مرتکب شده بودم، احساسی به من دست داد که نیمی وحشت و نیمی ندامت بود؛ حسی گنگ ضعیف، که تأثیر چندانی بر روحم نگذاشت. دوباره میگساری را از حد گذرانده ، تمام خاطرات عملی را که از من سر زده بود، در باده نوشی غرق کردم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.