آوای وحش
The Call of the Wild
نویسنده کتاب
جک لندن
ناشر کتاب
انتشارات نشر ثالث
مترجم کتاب
هوشنگ اسدی
ویژگی های آوای وحش
| کد کتاب : | 477 |
|
مترجم : |
هوشنگ اسدی |
|
شابک : |
978-600-405-153-8 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
136 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1903 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
6 شهریور |
150,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی آوای وحش
معرفی آوای وحش
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آوای وحش، یکی از محبوب ترین و هیجان انگیزترین داستان های ماجرایی در دنیای ادبیات به حساب می آید و تجارب جدید و شگفت انگیزی را در اختیار جوان ترها قرار خواهد داد و خاطرات زیادی را برای بزرگترها زنده خواهد کرد.
تحریرهایی موجز از کتاب آوای وحش
It reveals an extraordinary style and consummate storytelling.
این اثر از سبکی خارق العاده و شیوه ی داستان سرایی بی نقصی پرده بر می دارد.
Guardian
A thrilling, memorable experience.
تجربه ای هیجان انگیز و به یاد ماندنی.
Amazon
This is a story of dignity and leadership that will grip kids.
این اثر، داستانی درباره ی بزرگی و رهبری است که توجه کودکان را به خود جلب خواهد کرد.
Common Sense Media
خلاصه های کوتاه از کتاب آوای وحش
نخستین روز اقامت باک در ساحل دیه، بر او همچون کابوس گذشت. باک ناگهان از قلب تمدن کنده شده و در قلب چیزهای بدوی و حتی ماقبل بدوی افکنده شده بود. این دیگر زندگی آسوده زمانی نبود که در آفتاب گیر می لمید و کاری جز آن نداشت که دور و بر بگردد و از بیکاری خسته شود. این جا نه آرامش بود نه آسایش، و نه حتی یک لحظه امنیت و بی خطری. هر چه بود حرکت بود و آشفتگی، و هر لحظه که می گذشت خطری بود که از جان و اندام باک یا دیگران گذشته بود. واجب بود که همواره گوش به زنگ خطر باشند، زیرا این سگ ها و این مردم شهری نبودند.
برو گمشو! باک حرکتی نکرد. فرانسوا پشت گردنش را گرفت و بدون توجه به غرش سگ، حیوان را کنار زد و سلکس را پیش آورد. سلکس پیر زیاد از این کار راضی نبود و به وضوح نشان داد که از باک به شدت می ترسد. فرانسوا با لجاجت، سلکس را کنار افسار برد. به محض اینکه فرانسوا برای آوردن افسار، پشت کرد، باک بر سر سلکس پرید و سگ را کنار زد. فرانسوا به شدت خشمگین شد، چماق را برداشت و فریاد زد: به تو نشان می دهم! در آن لحظه باک به یاد مرد سرخ پوش افتاد و آهسته عقب رفت. فرانسوا باز هم سلکس را جلوتر آورد. باک حمله نکرد. از چماق فاصله گرفت و غرید. کاملا مراقب بود مورد اصابت ضربات چماق قرار نگیرد، زیرا شدت این ضربات را به یاد داشت. فرانسوا پس از بستن سلکس، برای بستن باک در جای همیشگی، یعنی جلوتر از دایو، پیش رفت و باک عقب کشید. فرانسوا پس از تکرار این صحنه، چماق را بر زمین انداخت، زیرا متوجه شد که باک از چماق می ترسد. با این حال باک حاضر به پیش آمدن نشد. نمی خواست از چماق خوردن فرار کند، بلکه می خواست رئیس گروه سگ ها شود.
صبری در دنیای وحش وجود دارد؛ سرسخت، خستگی ناپذیر و ثابت قدم، درست مثل خود زندگی.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.