آن تماشاگر
گزیده ای از نقدهای سینمایی و تلویزیونی
Aan Tamashagar
نویسنده کتاب
ایرج کریمی
ناشر کتاب
انتشارات کتاب پنجره
مترجم کتاب
ویژگی های آن تماشاگر
| کد کتاب : | 20509 |
|
شابک : |
978-9647822817 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
462 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
سال انتشار میلادی : |
2019 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
9 آبان |
300,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی آن تماشاگر
معرفی آن تماشاگر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
مقالات مختلفی که از “ایرج کریمی” در مجموعه ی “آن تماشاگر” آمده اند، طی سی و شش سال در نشریات مختلف به چاپ رسیده اند و اکنون “حسین یاسینی” با جمع آوری آن ها و اصلاح مواردی که نیاز ضروری به ویرایش داشته اند، اثری یکپارچه را از لحاظ نگارش و رسم الخط در اختیار علاقمندان گذاشته است که در عین حال، به سبک و سیاق نگارشی “ایرج کریمی” نیز پایبند می باشد. برای کمک به آشنایی بهتر خوانندگان، نام لاتین شخصیت ها اعم از کارگردان، نویسنده و بازیگر در پانوشت آمده است. عنوان هر مقاله، همراه با معرفی نام فیلمی که در مقاله مورد نقد واقع شده و همچنین نام کارگردان و سال ساخت آن نیز یک جا ارائه شده است. مطالعه ی این اثر به شدت به علاقه مندان به سینما و نقد فیلم توصیه می شود.
تحریرهایی موجز از کتاب آن تماشاگر
در حال و هوای دهه 1360 که هنوز هیچ مجله سینمایی دیگری منتشر نمی شد تقریبا همه نویسندگان مهم سینمایی در ماهنامه فیلم جمع شده بودند ، و برای دادن دست نویس مطالب شان خود به دفتر مجله می آمدند ؛ سال های وی اچ اس ، سال های پیش از ماهواره و اینترنت ، سال های پیش از انفجار اطلاعات ، سال های پیش از تورم خیابان ها که رفت و آمد در شهر مرارت و شکنجه حالا را نداشت ، سال های محدودیت رسانه ها و محدودیت فعالیت های فرهنگی ، به خصوص روزهای شنبه که بابک احمدی هم با صفی یزدانیان به دفتر مجله می آمد در تحریریه گاهی جای ایستادن و رفت و آمد هم کم ، و غوغایی برپا بود . ایرج کریمی یکی از گل های سرسبد محفل بود . فضای آن روزها در دفتر مجله به تعبیری به کافه هنرمندان پاریس در دهه 1930 بود که اینک حالتی تاریخی و نوستالژیک پیدا کرده است. غوغایی بود آن روزها. کار تعطیل. همه برای گپ و معاشرت می آمدند و وضعیت کسانی که کار موظف داشتند ، به خصوص در روزهای اوج آماده سازی یک شماره ، خیلی سخت می شد . گاه و بی گاه برای پایین آوردن ولوم همهمه جاری در تحریریه که نزدیک اتاقم بود دکمه پیجر سیستم تلفن دفتر را به صدا در می آوردم بدون اینکه کسی را پیج کنم. پیام “لطفا کمی آرام تر” ، از طریق پیجر ، در همان نخستین بارهای کاربردش دریافت شد اما هربار شلیک خنده دوستان را در پی داشت . در آن روز ها علاوه بر بده بستان دلپذیری که وجود داشت از دل این بحث ها و برخوردها دلخوری هایی هم در به وجود می آمد که آن هم طبیعی بود برای چنین محفلی. مگر در کافه هنرمندان پاریس همین جوری نبود ؟ مگر در کافه نادری و کافه فیروز و ریوی یرای تهران همین جوری نبود؟ همیشه همین بوده.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.