آبنبات هل دار

(داستان طنز)

Cardamom candy

نویسنده کتاب

مهرداد صدقی

ناشر کتاب

انتشارات سوره مهر

مترجم کتاب

ویژگی های آبنبات هل دار
















کد کتاب : 5490

شابک
:

978-6001755163

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

411

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

2018

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

42


:

27 آبان

375,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی آبنبات هل دار

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

این بار قصه ی طنز و نمکین از زبان یک طفل بجنوردی که برادر عزیزش قرار است برود جبهه! آبنبات هل دار!

چه خاطراتی که از روزگار جنگ در این سرزمین باقی نمانده و هر کسی می داند که آن روزها فقط روزهای جنگ و گلوله نبودند. درون مرزهای ایمنی که عده ای جان خود را بر سر حفظ تمامیت و امنیت آن می نهادند، مردمی شریف و صبور روزگار می گذراندند و اکنون مهرداد صدقی با زبان طنز و کلک، ماجراهای مفرحی از آن روزگاران برای مردم امروز تعریف می کند.

داستان را محسن که ته تغاری یک خانواده ی پنج نفره است روایت می کند و فضای داستان در یکی از محله های قدیمی بجنورد، در سایه سار محبت مادربزرگی پیر و فرتوت اتفاق می افتد. محسن است و بازیگوشی و ماجراجویی که این نوستالژی دهه شصتی را با کارهای شیطنت آمیزش پر از خنده و شادی می کند.

نویسنده به خوبی نشان می دهد که حتی در دل جنگ و اضطراب آن سال ها، عده ی زیادی از مردم با صبوری، سرگرمی های خودشان را ایجاد می کردند و زندگی مفرح و پر ماجرایی داشتند. این سرگرمی ها نیاز نبود خیلی پیچیده باشد و دل ها با ساده ترین تفریح، نظیر اولین سینما رفتن، دیدن برنامه ها برای اولین بار از قاب یک تلویزیون رنگی و خوراکی های خوشمزه و جدید شاد می شد. محسن بازیگوش قصه از هر کار کوچکی ماجرایی در می آورد و از رفتن به مدرسه گرفته تا پخش کردن کارت های عروسی و بردن آش نذری، هر جا که بتواند آتش می سوزاند و خنده را به لب مخاطب کتاب می آورد.

تحریرهایی موجز از کتاب آبنبات هل دار

چشمم به تلویزیون رنگی افتاد. با گریه پرسیدم جریان این تلویزیون چیه؟
آقاجان هم با گریه شوق توضیح داد: کادوی تولدته محسن جان!
آقاجان واقعا هم من و هم جیبش را شرمنده کرده بود. همانطور که به عنوان کادوی موفقیت ملیحه در کنکور یک ماشین لباسشویی برای خانه گرفته بود، بخاطر نمره های من هم تلوزیون رنگی خریده بود. فکر می کنم بر فرض محال اگر من و ملیحه قبل از ازدواج او و مامان به دنیا آمده بودیم، به بهانه موفقیت تحصیلی ما می توانستند کل جهیزیه و اسباب و وسایل زندگی شان را تکمیل کنند.
دوباره برگشتم و کاغذ کادو خریدم. برای اینکه سریع تر به خانه برسم، زنگ آقای اشرفی را زدم و فرار کردم.
دروغ گفتن به دروغگو ها خیلی هنر می خواهد.
آدم اگر کتابی را خوانده باشد که دیگر به دردش نمی خورد. اگر هم تا به حال نخوانده که پس معلوم است اصلا به دردش نمیخوره؛ وگرنه تا به حال میخوانده…

گفت مثلا از الان یکی را برای من در نظر گرفته که وقتی بزرگ شدم همان را برای بگیرند. لابد منظورشان رویا، دخترخاله اقدسش، بود که هم سبیل هایش از مال من بیشتر بود و هم شماره کفشش، هم قد و هیکلش… از حرف مامان قرمز شده بودم؛ ولی کسی خبر نداشت خودم یکی را در نظر دارم. می خواستم بزرگ که شدم با خانم معلممان عروسی کنم. البته قبل از من حمید می خواست با او عروسی کند؛ اما وقتی او با خط کش تنبیهش کرد، تصمیم گرفت برود با مجری برنامه کودک عروسی کند… 

خلاصه های کوتاه از کتاب آبنبات هل دار

محصولات مرتبط با آبنبات هل دار

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آبنبات هل دار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما