وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
vaghti Kasi Derakht-haye Chahrbagh Ra Beshomarad
نویسنده کتاب
فاطمه سرمشقی
ناشر کتاب
انتشارات آموت
مترجم کتاب
ویژگی های وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
| کد کتاب : | 39407 |
|
شابک : |
978-6003841383 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
168 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
22 آبان |
33,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
معرفی وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد
چهارباغ پر از قصه بود، قصه هایی که کسی جز اهالی آنها را باور نمی کرد، اگر به گوش غریبه ای می رسید، لب ورمی چید که روزگار این قصه ها و حکایت ها گذشته و آن قدر رفتند و آمدند تا دیگر کسی جرأت نمی کرد آن ها را برای دیگران تعریف کند. قصه ها حبس شدند در سینه ی پیرمردها و پیرزن هایی که دیگر حتی نوه هایشان هم زبان شان را نمی فهمیدند. مردم هنوز هم چهار باغ را می دیدند، از کنارش می گذشتند ولی دیگر کسی نمی دانست چرا آن سوی باغ های انگوری، دوازده یا سیزده درخت سپیدار روییده که هیچ کلاغی جرات ندارد روی شاخه هایش لانه بسازد!
هر بار که چهارباغ را می دیدم، سپیدارها شاخه دراز می کردند و من را جوری می کشاندند سمت خانه ی کوچک و خراب کنار چشمه که انگار یک نفر منتظرم است تا برایم قصه بگوید! هیچ وقت کسی را در آن خانه ندیدم اما هر بار صدای هلهله و کل کشیدن و دست زدن هایشان گوشم را پر می کرد و خیالات برم می داشت که شاید جایی همان اطراف عروسی است، آن قدر به چهارباغ رفتم، خود به خود سر از آن خانه در آوردم و کسی را ندیدم که قصه اش را برایم تعریف کند تا بالاخره فراموش کردم که چهارباغ روزی قصه ای داشته است. این رمان داستان فراموشی من و تمام اهالی روستایی است که روزی درخت های چهار باغ را دیده و آنها را شمرده اند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.