دوستی مار و مارمولک
Friends: Snake and Lizard
نویسنده کتاب
جوی کاولی
ناشر کتاب
انتشارات آفرینگان
مترجم کتاب
اکرم حسن
ویژگی های دوستی مار و مارمولک
| کد کتاب : | 81141 |
|
مترجم : |
اکرم حسن |
|
شابک : |
978-6003910164 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
134 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2009 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
7 آبان |
95,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دوستی مار و مارمولک
معرفی دوستی مار و مارمولک
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب دوستی مار و مارمولک
مار و مارمولک در یک لانه زندگی مسالمت آمیزی با یکدیگر دارند اما اختلاف سلیقه این دو درباره یک میهمان ناخوانده-یعنی عنکبوت -منجر به بحث و گفتگوی جالبی میان این دو می شود. حقیقت این است که وقتی همسایه ها دوست های صمیمی می شوند، دیوار بین خانه ها فرو می ریزد. خانه برای مار و مارمولک سوراخی در دل زمین بود. وقتی دیوارهایش فرو ریخت، آن دو همسایه با هم دوست شدند. لانه مشترک آن ها دو تا در ورودی داشت. مار که طبیعتی محتاط و محافظه کار داشت با خودش فکر کرد دوتا در بهتر از یکی است. اگر حیوان وحشی و درنده ای از یک ورودی وارد می شد، می توانست با مارمولک از ورودی دیگر فرار کند. اما یک روز مار متوجه شد تار چسبناک و ضخیمی ورودی دوم را مسدود کرده است. عنکبوتی با پاهای پشمالو وبدنی به بزرگی تخم جغد آن جا نشته بود. مار با سرعت تمام به پایین ورودی لیتر خورد و به لانه برگشت. هیجان زده مارمولک را صدا زده مارمولک را صدا زد: «تو تو ورودی لونه مون یه عنکبوت سمیه.» مارمولک به آرامی گفت: «کاملا بی خطره.»زبان مار تکان تکان خورد: «تو می دونستی این جاست؟» بدون شک مارمولک می دانست که عنکبوت آن جابوده، آن تار عنکبوت برای او یک انبار مواد غذایی بود. چندین بار بیدها یا مگس های عنکبوت را کش رفته بود. منفعت طلبانه به مار گفت: «خب، عنکبوت باید خونه ش رو یه جایی می ساخت دیگه. مار عزیزم، ما باید کاری کنیم که اون احساس کنه توی خونه خودشه. به هر حال ما مددکارهای حرفه ای هستیم دیگه. مگه نه؟» مار لرزید: «آخه چطور میتونی این حرف ها رو بزنی؟ با یه گازش دخلمون اومده.» مارمولک با اصرار گفت: «بهت گفتم که زهر نداره، اوه، راه بیفت مار. یه کم سازش و نرمش خوبه.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.