- سفارش بیش از یک عدد از هر محصول، تنها از طریق پشتیبانی امکانپذیر است. در صورت نیاز به تعداد بیشتر، لطفاً با بخش پشتیبانی سایت تماس بگیرید تا سفارش شما ثبت شود.
حاجی بابا در لندن
دنباله سرگذشت حاجی بابای اصفهانی
The Adventures Of Hajji Baba Of Ispahan, In England
نویسنده کتاب
جیمز موریه
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
اسدالله طاهری
ویژگی های حاجی بابا در لندن
| کد کتاب : | 34486 |
|
مترجم : |
اسدالله طاهری |
|
شابک : |
978-6003768239 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
336 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1828 |
|
نوع جلد : |
زرکوب |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
19 شهریور |
455,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی حاجی بابا در لندن
معرفی حاجی بابا در لندن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
با عنوان فرعی دنباله سرگذشت حاجی بابای اصفهانی
، جزئیات سفر حاجی بابا به انگلیس و هشت ماه اقامت در آنجا است. موریر با شوخ طبعی فرهنگ فارسی و انگلیسی را نشان داده است. با سبک و لحنی منحصر بفرد. و اگر انگلیسی ها از نظر آزادی و رفتار با زنان بهترین به نظر می رسند ، با این وجود موریر از نظر شلوغی ، هوای کثیف و وسواس درمورد پول و ارتباطات آنها را کاملا منحرف می کند. ازدواج بسی جوان و زیبا ، با بقالی چاق ، پیر ، اما ثروتمند که به اجبار خانواده اش انجام شده است ، فرق چندانی با تعداد زیادی از زنان ایرانی ندارد ، فقط بخاطر داشته باشید که این کتاب در اوایل دهه 1800 نوشته شده است .
این کتاب از روایت خود موریر درباره اقامت وی در ایران به عنوان دستیار سفیر گرفته شده است. او همیشه به آداب و رسوم فارسی ارجاع می دهد به جاهای کتاب مقدس ، گویی در این ضمیمه نشان می دهد که این آداب از زمان کتاب مقدس تغییر نکرده است. اما حاجی هنوز حاجی است ، یک سرکش واقعی.
جیمز جوستینین موریر (15 آگوست 1782 – 19 مارس 1849) یک دیپلمات و نویسنده انگلیسی بود که به دلیل رمان هایش درباره سلسله قاجار در ایران ، مشهورترین سریال های حاجی بابا ، مورد توجه قرار گرفت.
از طریق نفوذ عموی خود ، دریادار ویلیام والدگراو ، بارون رادستاک یکم ، وارد خدمات دیپلماتیک شد. وی اولین بار در سال 1808 به عنوان دبیر هارفورد جونز-بریجس ، فرستاده ویژه انگلیس در شاه به ایران سفر کرد و گزارشی از تجربیات خود در سال 1812 را تحت عنوان سفر در ایران ، ارمنستان و آسیای صغیر به قسطنطنیه در سالهای 1808 و 1809 منتشر کرد. در سال 1809 وی نماینده ایران ، میرزا ابوالحسن را به انگلیس همراهی کرد و در سال 1810 به عنوان دبیر سفارت در کارمندان سر گور اوزلی ، اولین سفیر در ایران به ایران بازگشت. وی در سال های 1814–1816 بعنوان کاردار در آنجا ماند.
موریر با آگاهی از زندگی و آداب و روش شرقی ، چندین رمان سرگرم کننده نوشت. مشهورترین آنها ماجراهای حاجی بابا از اسپانیا (1824) و دنباله آن ، ماجراهای حاجی بابا ازلندن بودند.
تحریرهایی موجز از کتاب حاجی بابا در لندن
کمترین از خاک راه پست ترم و دست مردم آزاری ندارم اما چه کنم که همچون موری ضعیف در زیر بار این پیل فرمان افتاده ام؟ ارباب، توکه خودت بهتر از استبداد و خودسری شاه اطلاع داری و میدانی که اگر چیزی را بخواهد و در زمین نایاب باشد ما مجبوریم از آسمان بجویییم. بهتر این است که صد گز زمین را حفر کرده و راحت و آسوده در آنجا بخوابد که از خطر محفوظ است.»
حاکم چشمان را به فرمان دوخته گفت: «من این چوپان گرگ خصال را از تو بهتر میشناسم، اما خودمانیم مگر اینجا حبشه است که این همه کنیز و غلام فراهم آوریم. مگر بغداد است که شاه اسب عربی از من توقع دارد؟ کلید مروارید خانه بحرین و معادن فیروزة خراسان به دست من و تو است که شاه از ما فیروزه و مروارید می خواهد؟ ای کاش می دانستیم گنج های قارون کجا فرو رفته اند تا بتوانیم کیسه حرص و آز این شاه ریش دراز و نادان را پرنماییم. خلاصه رفیق راست حسینی عرض کنم که غیر از مخمل و ابریشم چیزی نداریم و هرچه بکنی گردی از این زمین برنخواهد خواست. تو را به خدا هرچه زودتر باری از مخمل و ابریشم بردار و برو. منت خدای را که در زبان کارآمد نیز هست. لذا این قسمت از فرمان های شاه را به دیده منت دارم. اما راجع به مابقی: ۔ پای مالنگ است و منزل بس دراز د
ست ما کوتاه و خرما بر نخیل»
چون سختی ها دیده و استخوانها در میان این مردم خرد کرده بودم چاره این مطلب را میدانستم، علاوه براین صدراعظم گفته بود که «ایرانیان زمین های شوره زاری هستند که تا به آنها رشوه ندهی نباتی در آنجا نروید.» پس سر را به گوش حاکم گذارده آنچه را که لازمه این مواقع بود به گوشش فرو خواندم که «یارو من هم تازه کار نیستم. پیرهن ها دریده و با رشوه ها که گرفته ام خلعت ها دیده ام. من هم به امر صدراعظم با کیسه های دوخته به این دیار آمده ام. دستم در گرفتن رشوه بسیار چابک است، کاری بکن که از این آبگوشت که قبله عالم پخته اند لب و لوچه ای چرب کنیم

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.