کلیات شمس تبریزی
Shams-e Tabrizi
نویسنده کتاب
جلال الدین محمد بلخی(مولانا)
ناشر کتاب
انتشارات نشر کتاب پارسه
مترجم کتاب
بدیع الزمان فروزانفر
ویژگی های کلیات شمس تبریزی
| کد کتاب : | 24006 |
|
مترجم : |
بدیع الزمان فروزانفر |
|
شابک : |
978-6005026238 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
1186 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2017 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
3 آبان |
1,250,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کلیات شمس تبریزی
معرفی کلیات شمس تبریزی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در غزل های “کلیات شمس تبریزی”، وزن، جایگاه مخصوصی را از آن خود کرده است. علت این امر می تواند موقعیت سروده شدن غزل ها باشد؛ چرا که “مولانا” بسیاری از این غزل ها را با طربی عارفانه برای مجالس سماع سروده یا در برخی موارد، حتی بدون از پیش اندیشیدن، در دم تغزل نموده است. بار خوشایند شادی و طرب این مجالس بر وزن غزل ها حس می شود و این اوزان از تنوع چشمگیری برخوردار هستند. چیرگی “مولانا” در سرودن غزل ها و حال و هوای عاشقانه و طرب انگیز آن ها هیچ بویی از تصنع ندارد و طبیعت اشعار به همان شکلی که سروده شده حس می شود. محتوای غزل های “کلیات شمس”، جلوه گر حرارت و ناآرامی درونی “مولانا” است و گرمای این شور و اشتیاق، حتی با یکبار خواندن غزل های “مولانا” روح را مسحور می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب کلیات شمس تبریزی
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها/
ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها/
امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی/
بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا/
خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی/
مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا/
در سینه ها برخاسته اندیشه را آراسته/
هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا/
ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل/
باقی بهانه ست و دغل کاین علت آمد وان دوا/
ما زان دغل کژبین شده با بی گنه در کین شده/
گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا/
این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را/
کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا/
تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی/
و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری/
می مال پنهان گوش جان می نه بهانه بر کسان/
جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا/
خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم/
کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو/
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو/
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو/
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو/
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم/
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/
من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت/
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو/
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد/
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو/
گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد/
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو/
گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است/
گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو/
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد/
گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو/
ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال/
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو/
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست/
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.