کلکسیونر چشم
Augensammler
نویسنده کتاب
سباستین فیتسک
ناشر کتاب
انتشارات کتابسرای تندیس
مترجم کتاب
مهوش خرمی پور
ویژگی های کلکسیونر چشم
| کد کتاب : | 98459 |
|
مترجم : |
مهوش خرمی پور |
|
شابک : |
978-6001827808 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
439 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2011 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
6 شهریور |
370,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کلکسیونر چشم
معرفی کلکسیونر چشم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
همیشه به یک شکل است. جسد یک زن با یک کرنومتر که به دست مرده اش متصل است پیدا می شود پدر پریشان، باید قبل از خفه شدن پسر ، بتواند فرزند خود را پیدا کند – و قاتل چشم چپ او را می گیرد.
الکساندر زورباخ ، پلیسی که روزنامه نگار شده است ، هر سه قتل کلکسیونر چشم را گزارش کرده است. اما این یکی متفاوت است. کیف پول خود او در کنار جسد پیدا شده است و او اکنون مظنون است. کلکسیونر چشم میخواهد که زورباخ بازی کند.
زورباخ دقیقا چهل و پنج ساعت و هفت دقیقه برای نجات جان یک پسر کوچک وقت دارد. و شمارش معکوس شروع شده است …
کلکسیونر چشم با فصل آخر شروع می شود و تمام فصل هایی که در ادامه می آیند به صورت معکوس شماره گذاری شده اند. داستان از زبان اول شخص و خود زورباخ روایت می شود. یک داستان هیجان انگیز و معمایی که خواننده را با ریتم سریعش تا انتها میخکوب نگه می دارد.
سباستین فیتسک نویسنده و ژورنالیست آلمانی است که پس از انتشار اولین کتاب خود به نام درمان توانست به موفقیت قابل توجهی دست پیدا کند. 12 میلیون نسخه از کتاب های او در سراسر دنیا و 5 میلیون آن در آلمان به فروش رسیده است. او یکی از موفق ترین نویسندگان آلمان است.
تحریرهایی موجز از کتاب کلکسیونر چشم
Spine-chilling…masterful…brilliant
وحشتناک… استادانه… درخشان
The Times
The eponymous killer is even nastier than he sounds in this superior German thriller
قاتل مذکور حتی از چیزی که در این رمان فوق العاده ی تریلر آلمانی نیز به نظر می رسد زننده تر است.
Daily Telegraph
Dazzling
خیره کننده
Sunday Times on Splinter
خلاصه های کوتاه از کتاب کلکسیونر چشم
فرماندهی عملیات توی گوشی که تو گوش چپم بود فریاد زد:«شما چی کار می کنید؟ | مثل این که کاملا زده به سرتان.» من به حرف های او توجهی نکردم.
هشت متر، قدم به قدم به او نزدیک و نزدیک تر می شدم.
«اوندین شاهکار خلقت بود آن قدر خوشگل که در خوشگلی همتا نداشت. او دیوانه وار عاشق شوالیه هانس شد.»
اگرچه من از آن فاصله نمی توانستم خوب تشخیص بدهم اما تأیید می کنم که بدن لاغر و نحیف نوزاد کاملا پرس شد بود. او بیشتر شبیه یک متکایا یک ملافه ی پرچین یا حتا یک عروسک پارچه ای بود. هر چند آن قدرها هم شانس با ما یار نبود و دوربین تصویربرداری حرارتی تأیید خوبی برای بدشانسی ما بود. یک موجود زنده توی بغلش بود که می شد گرماش را حس کرد. من هنوز نمی توانستم او را ببینم اما صداش را می شنیدم. صدای نوزاد شش ماهه ای که داشت گریه می کرد، از نفس افتاده بود اما همچنان گریه می کرد.
نیکی کله ی من را می کند چون خیلی به این مسئله حساس است. همسر سابق من فقط از مغازه هایی خرید می کند که مواد طبیعی و ارگانیک دارند و هیچ گونه مواد شیمیایی در ترکیب آن ها نیست. نوشیدنی هایی که حاوی کافیین و مواد شیمیایی باشند در فهرست خرید او هیچ وقت دیده نمی شود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.