کتاب شازده حمام 1و2
Shazde-Hamam
نویسنده کتاب
محمد حسین پاپلی یزدی
ناشر کتاب
انتشارات گوتنبرگ
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب شازده حمام 1و2
کد کتاب:
46884
شابک:
978-6009074563
قطع:
وزیری
تعداد صفحه:
532
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2010
نوع جلد:
زرکوب
سری چاپ:
50
420,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب شازده حمام 1و2
معرفی کتاب شازده حمام 1و2
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب شازده حمام 1و2
حتی باهوش ترین افراد 55 ساله نمی توانند خاطرات اولیه ی دوران کودکی خود را به درستی تاریخ گذاری کنند و ادعا کنند که یک خاطره مربوط به یک روز و سال خاص است، با این حال چیزهای مبهمی از خاطرات اولیه ی کودکی فرد در خاطر او می ماند. البته این قاعده درباره نویسنده کتاب ی بچه های مرفه یا معاصر صدق نمی کند؛ چرا که با بهره گیری از تجهیزات پیشرفته ی امروزی، والدینشان به طور مداوم از آن فیلم می گیرند و تاریخ ، زمان ، روز ، ماه و سال حوادث را در فیلم بیان کنند. و اگر این فیلم هر چند هفته یکبار به بچه ها نشان داده شود ، ممکن است بتوانند تجربیات دوران کودکی خود را دقیقا همانطور که بوده در شصت، هفتاد سالگی به خاطر بیاورند.
افرادی که در سال 1327 در یزد متولد شدند ، هنوز بخش زیادی از تکنولوژی رایج امروز نظیر ضبط صوت، تلویزیون، کامپیوتر و فیلم را در اختیار نداشتند و به این سبب، فقدان خاطرات دوران کودکی، همیشه برایشان گیج کننده بوده است. دکتر “محمد حسین پاپلی یزدی” نیز همین شرایط را داشته، اما می تواند تفاوت بین خاطرات دوران پیش دبستانی و خاطرات دوران دبستان و بعد از آن را تشخیص دهد و حاصل آن، کتاب پیش رو با عنوان “شازده حمام 1و2” است.
درباره نویسنده کتاب محمد حسین پاپلی یزدی

خلاصه هایی از کتاب شازده حمام 1و2
چشم های یلدا سیاهی رفت و روی زمین ولو شد. سید صدا زد بابا! حاجی آقا صدا زد یلدا جان! یلدا جان! ولی یلدا بی هوش روی قالی افتاده بود. سرش هم به پایه صندلی خورد و خون آمد. حاجی آقا از اتاق بیرون دوید. صدا زد حاجی خانم! لطفا حاجی خانم را خبر کنید. حاجی خانم همراه با دو تا از خواهرهای حاجی آقا به دورن اتاق دویدند. از حاجی آقا پرسیدند چه خبر است؟ این سید کیست؟ چرا رفته اید توی اتاق و در را هم بسته اید؟ حاجی گفت یک لیوان آب قند بیاورید. دکتر صدا بزنید. یلدا غش کرده است…
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.