کتاب دیبای دیداری
متن کامل تاریخ بیهقی
Dibaye Didari
نویسنده کتاب
ابوالفضل بیهقی
ناشر کتاب
انتشارات سخن
مترجم کتاب
مهدی سیدی
ویژگی های کتاب دیبای دیداری
کد کتاب:
40334
شابک:
978-9643725037
قطع:
وزیری
تعداد صفحه:
942
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2011
نوع جلد:
زرکوب
سری چاپ:
5
1,500,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب دیبای دیداری
معرفی کتاب دیبای دیداری
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب دیبای دیداری
“بیهقی” روایت وقایع را سال 409 هجری قمری آغاز کرد و تا حدود سال 470 یعنی اندکی پیش از مرگ خود آن را ادامه داد. البته این کتاب حاوی روایاتی قبل از سال 409 نیز می باشد؛ از جمله برخی از مهم ترین وقایع تاریخی بعد از اسلام که بیشتر در خراسان اتفاق افتاده است. از طرفی می توان گفت “بیهقی” بیشتر، روایت های دیگران را در مورد این وقایع ذکر کرده است. آنچه امروزه از تاریخ بیهقی باقی مانده است با کتاب پنجم آغاز می شود و با جلد دهم به پایان می رسد و دامنه ی وقایع، محدود به حوادثی است که پس از مرگ سلطان محمود غزنوی (سال 421 ه ق) و گریختن سلطان مسعود غزنوی به هند (سال 432 ه ق) است. ) اتفاق افتاده است. علاوه بر این، “باب خوارزم” از این کتاب، مربوط به دوران پادشاهی سلطان محمود غزنوی است.
گفته می شود که شیوه ی نگارش “بیهقی” برگرفته از نثر استاد وی، بونصر مشکان است . به این شکل که به فراخور ادبیات زمانه، چیزی بین زبان ساده و مرسل است که در قرن چهارم در خراسان رواج داشت. او به لطف تأثیر ادبیات عرب مجبور شد از سبک اول فراتر رود. همچنین لازم به یادآوری است که چون بیهقی در خدمت پادشاهان غزنوی بود ، نمی توانست اشتباهات آنها را مستقیما بیان کند و مجبور بود از ایهام و ابهام برای اشاره به موارد مدنظر خود استفاده کند.
درباره نویسنده کتاب ابوالفضل بیهقی

خلاصه هایی از کتاب دیبای دیداری
دیگر روز بدرگاه آمدی و با خلعت نبود، که برعادت روزگار گذشته قبایی ساخته کرد و دستاری نشابوری یا قاینی، که این مهتر را رضی الله عنه با این جامه ها دیدندی به روزگار. و از ثقات او شنیدم، چو بوابراهیم قاینی کدخدایش و دیگران، که بیست و سی قبا بود او را یک رنگ که یک سال می پوشیدی و مردمان جنان دانستندی که یک قباست و گفتندی: سبحان الله! این قبا از حال بنگردد؟ اینت منکر و بجد مردی! و مردی ها و جدهای او را اندازه نبود، و بیارم پس از این به جای خویش و چون سال سپری شد بیست و سی قبای دیگر راست کرده به جامه خانه دادندی.
این روز چون به خدمت آمد و بار بگسست سلطان مسعود رضی الله عنه خلوت کرد با وزیر و آن خلوت تا نماز پیشین بکشید، وگروهی از بیم خشک می شدند، و طبلی بود که زیر گلیم می زدند و آواز پس از آن برآمد و منکر برآمد، نه آن که من یا جز من بران واقف گشتندی بدانچه رفت در آن مجلس، اما چون آثار ظاهر می شد از آنچه گروهی ز شغل ها فرمودند و خلعت ها دادند و گروهی را برکندند و قفا بدریدند و کارها پدید آمد خردمندان دانستند که آن همه نتیجهٔ آن یک خلوت است.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.